خانه تکانی جمعیت

حزب جمعیت اسلامی افغانستان به عنوان یکی از مهره های درشت نظامی سیاسی در متن معادلات چند دهه اخیر همواره خبر ساز بوده است و نقش موثر این نهاد سیاسی در فراز و فرود گراف وضعیت سیاسی و نظامی کشور بر همگان مسبوق است .

اما در این یک دهه اخیر این ارگان کم و بیش شاهد تشتت و پراکندگی مهره هایش بوده است که اغلبا کدر های سیاسی جمعیتی چه آنانیکه در محور حاکمیت می چرخند و چه آنانیکه بیرون از دایره حکومت به سر می برند همواره مشروعیت شان را از ارگان پایه که همین حزب باشد گرفته اند و تا توانسته اند به آن پشت کرده اند .

و اینک جمعیت در آستانه برگزاری انتخابات پیش رو دست به یک اقدام جمعیت تکانی زده است که فرزندان متمرد و سر کشش را از دایره مشروعیت دامان خویش عاق کرده است .

جمعیت اسلامی برای تدارک حضور در انتخابات سال آینده دیروز روی گزینش کدر های رهبری این حزب نگذاشت چهره های چون قسیم فهیم و داکتر عبدالله و یونس قانونی و اسماعیل خان که از بازوان کاریزماتیک این حزب شمرده می شوند از فیلتر تصفیه حساب سیاسی دو دهه گذشته رد شوند و بار دیگر در محراق توجه این حزب قرار گیرند .

تجربه زمینگیر شدن جمعیت درزمان حیات استاد ربانی رهبر فقید این حزب این بود که مهره های شاخص این حزب همواره برای ایجاد تشکلات خاص خود شان و یا برای بقای موقف و منصب دولتی شان این حزب را وسیله نیل به اهداف سیاسی و شخصی شان قرار داده بودند .

دست اندر کاران این حزب این بار با این رویکرد جمعیت تکانی هم راه ورد سیاسیون شخصی باز را به درون جمعیت سد کردند و هم تصفیه حساب چند ساله با آنها کردند .

در گزینش کدر رهبری جدید جمعیت صلاح الدین ربانی با معیار “میراث پدر رسد به فرزند” به حیث رهبر این حزب و احمد ضیا مسعود رهبر جبهه نجات ملی به کرسی معاونت و استاد عطا محمد نور به عنوان مدیر اجرایی این حزب باسن گذاشتند .

و چهره های چون فهیم و عبدالله و قانونی در حاشیه رانده شدند تا موازنه حضور در انتخابات حفظ گردد و از بارگران نارسایی عملکرد ضعیف این حزب کاسته شود .

اظهارات صلاح الدین ربانی رهبر جدید این حزب و رئیس شورای عالی صلح مبنی بر عدم ناکامی پروسه قطر این را می رساند که در این چند سال حاکمیت چگونه ایشان را استفاده کرده است .

چنانچه ازمتن فعالیت های سیاسی جمعیت را دور نگهداشته و در حاشیه عقامت سیلسی در ارگ زندانی ساخته است . و اینک جمعیت بار دیگر برای حفظ موقف سیاسی خویش نیاز به یک رویکرد تازه و تسویه و تصفیه حساب درونی دارد تا جایگاهش را در متن حوادث حفظ کند .

چنانچه حزب اسلامی در شمال در پرتو جو بی اعتمادی مردم به مسئولین دولتی و جمعیتی انتظار یک خیزش مردمی را می کشد و از طرف دیگر هر هشدار که ارگ نشینان به آدرس امریکا مخابره می کند به پای جمعیت به عنوان اینکه مهره های درشت این حزب که در درون حاکمیت لانه دارند گذاشته می شود قطع نظر از گمانه های ارتباط نزدیک این حزب به ایران .

بازهم جمعیت اگر چه با این جمعیت تکانی تا جایی موقفش را در آینده محرز ساخته است اما راه درازی در پیش دارد تا به اقتدار دوران جهاد و مقاومتش دست یابد .

عمده موانع که جمعیت پیش رو دارد این است که روند پیر سالاری و محافظ کاری در درون تنظیمها ی جهادی دارد متوقف می شود و طالبان برای سبقت گرفتن به انچه که جمعیت برای حفظ و رسیدن به قدرت به دست داشت به شدت حملات شان میافزایند تا حکومت کنونی را از دور بازی انتخابات حذف کنند . واین یعنی رجعت دوباره جمعیت به عمق بحران .

غلط پنداری صلاح الدین در قبال پروسه قطر این است که به باور ایشان جامعه جهانی طالبان را وا میدارد تا با شورای عالی صلح افغانستان به توافق برسد ودر غیر این دفتر قطر بسته خواهد داشت .

در حالیکه محور گفتگو های صلح در قطر از مدار دولت مرکزی افغانستان بیرون است و امریکا هیچگاهی منافع کلانش را در گرو این کار نخواهد گذاشت

دفتر قطر هیچگاهی بسته نخواهد شد گیرم که این دفتر و این پروسه به بن بست کشید ولی مبحث تغییر نظام در افغانستان به قوت خودش باقی میماند و برآیند تغییر نظام در افغانستان به این معناست که جمعیت نقش تعیین کنند ه که با موجودیت صلاح الدین به ارگ دارد بد جور از دست خواهد داد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *