مقاومت ؛ نقطه وصل نسل دوم و سوم تاجیکان افغان

خبرگزاری خاورمیانه – میز اندیشه / مقاومت

تلاش نویسنده در این تحلیل با رویکرد روانشناسی فرهنگ عامه  ، گفتگو و وحدت اقوام در افغانستان است .


تاجیکان یکی از گروه‌های بزرگِ قومی در افغانستان می‌باشد. تاریخ افغانستان نشان می‌دهد که این قوم یکی از مهم‌ترین اقوام این سرزمین بوده و اندیشه‌های آنان همواره در عرصه‌های سیاسی کشور سرنوشت‌ساز بوده است.

یکی از اندیشه‌های که با نامِ آنان گره خورده است، تفکر ملی مقاومت می‌باشد.

تفکر ملی مقاومت در افغانستان که این همه مورد عتاب و نکوهش همسایه جنوبی مان ( پاکستان ) و عمال حلقه به گوش آن کشور  قرار دارد، برای نخستین بار در دهه هفتاد میلادی پایه گذاری شد. بنیانگذار این تفکر، شهید احمدشاه مسعود می باشد.

شهید احمدشاه مسعود فرمانده معروف جهادی و وزیر دفاع دولت اسلامی مجاهدین، هنگامی احساس کرد که جنبش طالبان یک حرکت خودجوش نبوده؛ بلکه وابسته به شاخه نظامی دستگاه استخبارات پاکستان بوده و عملاً به دست پاکستانی ها مدیریت می گردد در برابر فتوحات معجزه آسای آنها ایستاده وسنگ تهداب جبهه مقاومت را گذاشت که بعدها به جبهه متحد ملی معروف گردید.

جنبش مقاومت افغانستان که یک جنبش فراگیر ملی بود و از همه مردمان این سرزمین نمایندگی میکرد، با ایستادگی دلیرانه ای که از خود به نمایش گذاشت جلو اشغال کشور، توسط پاکستان را گرفت و طرح‌های بلندپروازانه آن کشور را نقش برآب کرد.

نسل نو و تفکر مقاومت

تفکر ملی مقاومت در افغانستان که تا هنگام شهادت مسعود، بیشتر بر محور پاکستان ستیزی می چرخید، پس از شهادت مسعود و سقوط رژیم واپسگرای طالبان، وارد فاز دیگری از تاریخ پر فراز و نشیب خود شده و مفاهیم و خواسته های دیگری را نیز مطرح کرد.

مهمترین خواسته های نسل نو تاجیکان در ده سال گذشته، مسایل زیر بوده اند:

۱- حل منازعات تباری:

نسل نو تاجیکان در ده سال گذشته چیزی را که بیشتر از همه فریادکرده اند رسیدن به آشتی ملی و ایجاد اعتماد میان اقوام کشور بوده است.

نسل نو تاجیکان بدین باورندکه اعتماد نیم بند که پیشتر میان اقوام کشور وجود داشت با روی کار آمدن جنبش طالبان و حمایت نخبگان قومی از آنها کاملاً از میان برداشته شده و جای آنرا مخاصمت های قومی گرفته است. بنابراین، برای آنکه بتوان این اعتماد را دوباره احیا کرد بایستی اقدامات زیر را انجام داد:

۱ – رسوایی شر: یعنی بازنویسی تاریخ معاصر کشور براساس روایت ستمدیدگان.

۲- تمرکز زدایی سیاسی که در این خصوص بیشتر نظام پارلمانی را عنوان کرده اند.

۳- تکثرگرایی فرهنگی: نمونه ای از مبارزات برحق جنبش مقاومت، در راستای تکثرگرایی فرهنگی را میتوان در مظاهرات و راهپیمایی های دانشجویان دانشگاههای افغانستان دید.

 در طول ده سالی که گذشت، همواره دانشجویان کشور طی راهپیمایی های متعدد از دولت افغانستان خواسته اند که لوحه های دانشگاه ها باید به دو زبان فارسی و پشتو تنظیم گردد؛ خواسته ای که بارها از سوی دولت آقای کرزی نادیده گرفته شد.

یکی از دانشجویان می گفت که لوحه دانشگاه، خط اول جبهه فاشیسم است؛ اگر این مرز شکست، سایر بی عدالتی اجتماعی و فرهنگی نیز کوچ خواهند کرد.

۲- دموکراسی وحقوق زنان:

حمایت از دموکراسی و حقوق زنان یکی از موارد دیگری است که در ده سال گذشته همواره از سوی نسل نو تاجیکان مطرح گردیده است.

در طول ده سال گذشته هر باری که دولت تمایلات طالبانی اش را اظهار کرده و دم از مصالحه زده است، نسل نو تاجیکان، نگرانی شان را از بابت سرنوشت دموکراسی و حقوق زنان اعلام نموده و بر دولت فشار وارد کرده اند که از این برنامه اش بگذرد.

چون جنبش طالبان، دموکراسی را نظام کفری پنداشته و درباره زنان بدین عقیده اند که حق مشارکت در عرصه های سیاسی و اجتماعی را ندارند.

۳- مقاومت در برابر افزون خواهی پاکستان:

یکی دیگر از تفاوتهای نسل کنونی جنبش تاجیکان با نسل پیشین، در تنظیم روابط با پاکستان می باشد. نسل پیشین تاجیکان، پاکستان ستیز افراطی بود و در سر هوای تجزیه پاکستان و اعاده سرزمین‌های از دست رفته را داشت. اما نسل کنونی از به رسمیت شناخته شدن خط دیورند طرفداری می کند و درعین حال افزون‌خواهی پاکستان را برنمی تابد.

نویسنده : احمد رسا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.