ترکیه در سوریه و عراق به معنای کلمه شکست خورد

۳۰ قوس ۱۳۹۲

خبرگزاری خاورمیانه / میز تحولات منطقه

طی روزهای اخیر جمیل چیچک رئیس پارلمان ترکیه به عراق و احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ترکیه به جمهوری اسلامی ایران سفر کردند.

به این سفرها باید سفر وزیر خارجه امارات به جمهوری اسلامی ایران را هم اضافه کرد تا اهمیت بیش از پیش جمهوری اسلامی ایران و نقش و جایگاه منطقه ای اش آشکار شود که به کانون تحرکات دیپلماتیک تبدیل شده است. همچنین برخی رسانه ها از آمادگی تهران برای میانجی گیری میان آنکارا و دمشق خبر داده بودند.

سفر مقامات بلندپایه برخی کشورهای منطقه ای به ایران و عراق در پی تحولات مهمی انجام می شود که اخیرا در خصوص موضوع سوریه ایجاد شده است که مهمترین آن به بن بست رسیدن محور ضد سوری و ناکامی روزافزون گروه های وابسته به آن در سوریه است که با وجود صرف ده ها میلیارد دالر از سوی کشورهایی چون عربستان و قطر و همچنین ترکیه نتوانست به مهمترین هدف خود در سوریه یعنی سرنگونی نظام بشار اسد دست یابد و تمام اقدامات خصمانه و تجاوزکارانه آنها در سوریه نتیجه معکوس داشته و سبب تقویت روزافزون دولت سوریه و موفقیت های پیاپی ارتش این کشور در برابر گروه های تروریستی مزدور و تغیرات معادلات میدانی به نفع دمشق شده است.

 

ضربه دیگری که ترکیه و متحدان عرب این کشور یعنی عربستان و قطر متحمل شد، انصراف آمریکا و دیگر کشورهای غربی از دخالت نظامی در سوریه بود که این کشورها حساب ویژه ای بر روی آن برای سرنگونی نظام سوریه باز کرده بودند.

ترکیه در کنار عربستان و قطر بیشترین نقش را در تشدید بحران و ناآرامی ها و تشکیل گروه های تروریستی مسلح و آموزش و اعزام آنها به سوریه و حمایت های گسترده مالی و تسلیحاتی و حتی رسانه ای از انها ایفا کرده و مقامات بلندپایه سوریه بارها این کشورها را از مهمترین عاملان ادامه بحران و مانع اصلی حل مسالمت آمیز بحران سوریه و ادامه ریخته شدن خون مردم سوریه به دست گروه های تروریستی مورد حمایت آنها دانسته اند.

با این حال به نظر می رسد ترکیه در پی بروز تحولات و تغییراتی مجبور به بازنگری در سیاست های اشتباه خود به ویژه طی دو سه سال اخیر شده است.

عادل الجبوری یک تحلیلگر عرب در گزارشی در خصوص روابط عراق و ترکیه تاکید کرده است تغییرات و تحولاتی در سطح منطقه ای و بین المللی رخ داده است که آنکارا را وادار به بازنگری در سیاست هایش کرده است.

عادل الجبوری در مطلبی که در پایگاه خبری العهد منتشر شده است، نوشته است آنچه بسیار بدیهی است، اینکه ترکیه طی دو سه ماه گذشته، دست به تحرکات مثبتی در قبال عراق پس از بحرانی که حدود دو سال طول کشید، زده است .

دلیل تشدید مواضع آنکارا در قبال بغداد در گذشته که مشخص بود امور را به سمت پرتگاه یا حداقل به نقطه بدون بازگشت سوق می داد، چه بود؟ چرا ترکیه اکنون از مواضع سابق خود برگشته است و برای اصلاح اشتباهات خود تلاش می کند.

در ادامه این مطلب آمده است ممکن است نتوان پاسخ های پرسش های فوق را به طور کامل داد، اما قطعا می توان نشانه های کلی را توضیح داد با اهمیت اعتراف و یادآوری این حقیقت که صحنه کلی منطقه ای شاهد هرج و مرج و آشفتگی فراوانی همگام با تحولات و تغییراتی است که دراماتیک و غیرمنتظره و غافلگیر ظاهر شده است و ترکیه بخشی از این صحنه و وضع و چه بسا از اجزاء مهم و محوری آن باشد به دلایل و شرایط و عواملی که ما درصدد ورود به جزئیات آن نیستیم.

شاید توجه به زمان آغاز تنش آفرینی ترکیه ضد عراق در اواخر سال 2011 مساله بسیار مهمی باشد و این مساله درباره رویکرد و گرایش آن به سمت آرامش از سه ماه پیش صادق است.

نویسنده این مطلب در ادامه آورده است : تشدید تنش ترکیه با چند عامل ارتباط دارد از جمله می توان به این موارد اشاره کرد :

الف : آغاز آنچه به انقلاب های بهار عربی موسوم شد و پیشرفت و صعود جریان های سیاسی اسلامی به صدر حوادث در کشورهای بهار عربی مانند تونس، مصر و لیبی که نظام حاکم در ترکیه آن را با هویت اسلامی- اخوانی آن یک پیروزی بزرگ برای خود قلمداد می کرد و تصور می کرد می تواند زمینه بازیابی اقتدار و شکوه امپراتوری عثمانی به رهبری جهان اسلام را فراهم کند و بر اساس این اندیشه و آرزوها و بلندپروازی ها آنکارا چند کشور را در فهرست انقلاب های بهار عربی قرار داد مانند سوریه و عراق تا نظام های این کشورها را همانند کشورهای تونس، مصر و لیبی، به زور تغییر دهد.

ب : آشکار شدن ائتلاف یا تشکل سیاسی منطقه ای بر اساس مذهبی- طایفه ای متشکل از ترکیه، قطر و عربستان که برای اولین بار اینگونه خود را نشان داد که قادر است با تکیه بر امکانات مالی، رسانه ای و اطلاعاتی و سیاسی خود نقشه جدیدی برای منطقه خاورمیانه و جهان اسلام به طور کلی ترسیم کند که از این نقشه، ایران، عراق و سوریه و هر کشور یا طرفی را که در این محور قرار دارد، حذف کند و این جوهر و شالوده آن چیزی است که اسرائیل آرزوی تحقق آن را داشته و دارد.

ج : عقب نشینی کامل نظامیان آمریکایی از عراق در پایان سال 2011 بر اساس توافق نامه امنیتی منعقد شده میان بغداد و واشنگتن در اواخر سال 2008 میلادی و پیامدهای احتمالی این عقب نشینی و حقایق و داده هایی که می تواند سبب تشویق یا وادار کردن قدرت های منطقه ای مشخصی به پر کردن خلائی که واشنگتن به جا گذاشت و جستجوی جای پایی برای خود در صحنه ای که مملو از کشمکش های تند و حتمی است، شود.

د : گسترش دامنه بحران و تنش سیاسی در عراق و دادن بعد مذهبی و طایفه ای به آن در سطح بالا به ویژه پس از صدور حکم بازداشت طارق الهاشمی معاون رئیس جمهوری عراق به سبب دست داشتن در حمایت از گروه های تروریستی مالی و تامین مالی آنها و آنگاه فرار وی از عراق به ترکیه و صدور حکم اعدام به صورت غیابی علیه وی در بغداد و پس از آن استعفای رافع العیساوی از رهبران فهرست العراقیه در پی بازداشت چند نفر از اعضای تیم محافظان وی به سبب دست داشتن در اقدامات تروریستی که همه این اقدامات همزمان با افزایش موج تظاهرات در مناطق غربی عراق همانند آنچه در مصر و لیبی و یمن و دیگر کشورها رخ می داد، صورت گرفت.

آیا ترکیه پس از این تحولات، بازنگری در محاسبات خود را آغاز کرده است؟

الف : ظاهر شدن نشانه هایی مبنی بر مهار بحران ظاهری میان آنکارا و تل آویو که در پی اقدام دولت ترکیه برای شکستن محاصره تحمیلی نوار غزه تحت سیطره جنبش حماس از طریق ارسال کشتی های حامل کمک های بشردوستانه مانند دارو و غذا و حمایت سیاسی و رسانه ای از جنبش حماس به وجود آمد.

ب : امضای توافق نامه میان دولت ترکیه و حزب مخالف کارگران کردستان ترکیه(پ.ک.ک) که بر عقب نشینی اعضای حزب به خاک عراق و به طور مشخص به کوه های قندیل و زمین گذاشتن سلاح در مقابل توقف عملیات نظامی ارتش ترکیه علیه آنها تصریح می کند.

این تحلیلگر عرب ابراز عقیده می کند هر چند تمام این داده ها قدرت موضع ترکیه را منعکس کرد و آنکارا عوامل قدرتی بیشتر و جدیدی را کسب کرد، در حالی که طرف منطقه ای قوی به نام ایران با شرایط دشواری در سایه تحریم ها و محاصره و فشارهای سیاسی و رسانه ای از طرف های مختلف روبرو بود، با این حال دستاوردهای ترکیه از بعد سطحی و ظاهری فراتر نرفت یا به عبارت دیگر آنچه در ظاهر دستاوردهای استراتژیک برای آنکارا به نظر می رسید، در حقیقت جز مسائل گذرا در گستره رویدادهای ناگوار و پیاپی نبود که نتایج واقعی آن در آن هنگام مشخص نبود و دلیلش اتفاقاتی است که بعدا رخ داد و آن نبود چشم انداز بلندمدت در سیاست خارجی ترکیه و اینکه تابع محاسبات محدود و غیر عقلانی است.

چگونه و چرا؟ می توانیم به داده های زیر اشاره کنیم تا وضعیتی که قبلا به آن اشاره کردیم تکمیل شود.

الف : انقلاب های بهار عربی که ترکیه مژده آن را داده بود و تمام امکانات خود را برای حمایت از آن و گسترش قلمرو آن به کار گرفت تبدیل به فجایع و مصایبی برای ملت های این کشورها شد و پس از شکست جریان های اسلام سیاسی در اداره امور کشورهای بهار عربی ، به انقلاب دوباره ای منجر شد، همانند آنچه در مصر رخ داد و این وقایع ضربه بزرگی به آنکارا زد که رفتار خوبی در قبال آن نشان نداد در حالی که اراده مردم مصر به سرنگونی حکومت اخوان المسلمین منجر شد.

ب : سناریویی که ترکیه با عربستان و قطر برای سوریه ترسیم کرده بود به بن بست رسیده است، نه نظام بشار اسد رئیس جمهوری سوریه سقوط کرد و نه مخالفان سوری متحد شدند و نه ایالات متحده آمریکا و برخی همپیمان غربی اش به گزینه دخالت نظامی متوسل شدند و فراتر از آن، این است که مخالفان سوری دچار از هم گسیختگی و اختلاف شده و درگیری و جنگ داخلی میان آنها رخ داده است که دلیل آن زاویه گرفتن سعودی و ترکیه و قطر از یکدیگر است به طوری که پول ها و سلاح های سعودی، ترکیه و قطر به جای آنکه مخالفان را تقویت کند به فرسایش و تضعیف آنها به دلیل درگیری و جنگ با یکدیگر منجر شد تا خدمت مهمی به نظام حاکم در سوریه کرده باشد.

ج : دولت ترکیه با جنبش مخالفی در داخل شبیه آنچه در برخی کشورهای عربی رخ داد و به سرنگونی رژیم ها و حاکمانشان منجر شد، روبرو گردید و شاید نتایج و پیامدهای این جنبش همچنان وجود داشته باشد و کم اهمیت شمردن آن اشتباه باشد، زیرا شراره آنچه بهار عربی خوانده می شود، عبارت بود از محروم بودن شهروندان عادی از به دست آوردن حقوق خود.

د : رویکرد طایفه ای سیاست خارجی ترکیه در سایه حکومت حزب عدالت و توسعه به رهبری دو نفر(عبدالله گل- رجب طیب اردوغان) به ویژه طی سه سال اخیر باعث کم رنگ شدن حضور مثبت آنکارا در محافل اسلامی و وارد آمدن ضربه شدید به اعتبار شعارهایی شد که ترکیه سر داده است.

هـ : آنکارا در پیوستن به اتحادیه اروپا ناکام ماند که به نظر می رسد آرزوی صعب الوصول است و اگر اروپا در گذشته ملاحظات و همچنین انتقادهایی به دموکراسی لائیک ترکیه وارد می کرد، اما امروز در خصوص بسیاری از سیاست های اخوانی حزب عدالت و توسعه حاکم بر ترکیه نگرانی دارد.

شکست کامل سیاست های ترکیه در عراق

طرح ها و اهداف ترکیه در عراق تقریبا به طور کامل شکست خورده است که این شکست ها در سه محورسرنگونی دولت شیعی نوری المالکی و بازگرداندن طارق الهاشمی به عراق و تغییر معادلات سیاسی در این کشور بود. ترکیه می خواست سناریوی تونس، مصر، لیبی و یمن را در عراق تکرار کند در حالی که به دقت و واقع نگری به واقعیت سیاسی عراق توجه نکرده بود و تفاوت های بنیادین و اساسی میان نظام سیاسی عراق و نظام های حکومتی در کشورهای موسوم به بهار عربی وجود دارد.

تبادل دیدارها میان مقامات عراق و ترکیه دلیلی بر گشایش در روابط

طی روزهای اخیر برخی مقامات بلندپایه ترکیه به عراق سفر کردند که مهمترین آنها جمیل چیچک رئیس پارلمان ترکیه بود که دیدارها و مذاکرات فشرده ای هم در بغداد انجام داد.

تحلیلگر عرب در ادامه مطلب خود می گوید این وقایع و رخداد ها، ترکیه را مجبور کرد در اشتباهات و مواضع و رویکردهای خود هر چند به صورت محدود و نه کلی بازنگری کند و باید به این واقعیت ها و حوادث، تحولاتی را در صحنه منطقه ای و بین المللی اضافه کرد که اهمیت زیادی در شکل گیری ساختار و ویژگی های مرحله بعدی دارد مانند گشایش در روابط ایران و آمریکا در پی به ریاست جمهوری رسیدن حسن روحانی و دستیابی تهران و گروه 1+5 به توافق در خصوص برنامه هسته ای ایران و توانایی روسیه در بازیابی موقعیت و جایگاه جهانی خود و رشد و پیشرفت محور روسی- چینی- ایرانی و سوری به زیان محور آمریکایی- انگلیسی- سعودی و ترکی و موفقیت نظام سوریه در باقی ماندن در قدرت.

ارشاد هرمزلو مشاور ارشد عبدالله گل رئیس جمهوری ترکیه در امور جهان عرب در اظهاراتی مطبوعاتی چند هفته پیش به این مساله اشاره کرد جایی که گفت علت تحول جدید در روابط ترکیه و جهان تمایل ترکیه در حال حاضر یعنی پس از روابط جدید میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به بهبود روابط خود با کشورهای همسایه است زیرا ترکیه تمایل دارد با تمام کشورها بهترین روابط را داشته باشد.

در حالی که محمد کسروانی تحلیلگر سیاسی ابراز عقیده می کند که از زمان بهبود روابط ایران و آمریکا و عقب نشینی آمریکا از تجاوز نظامی به سوریه، این مساله آشکار شد که دولت رجب طیب اردوغان در روابط خود با کشورهای همسایه تجدید نظر کرد و این تحول پس از آن رخ داد که این کشور رویای بازیابی شکوه امپراتوری عثمانی را در سر می پروراند اما همه چیز بر خلاف خواسته های ترکیه پیش رفت و اوضاع بر وفق مراد آنکارا نبود.

الجبوری می گوید شکی نیست که ترکیه درک می کند که عراق کلید واقعی برای برقراری روابط حسنه و مثبت با جهان عربی به شمار می رود و هر گاه با مساله عراق و پرونده های مشترک با بغداد مانند پرونده امنیتی، آب و اقتصاد با عقلانیت و منطق و واقع گرایی تعامل کند، امور روند بسیار خوبی خواهد داشت . تجربه سه سال اخیر بهترین دلیل در این زمینه است. بحران آفرینی و تنش زایی با بغداد در مقابل همگرایی و نزدیک شدن به ریاض و دوحه سبب شد تا آنکارا بسیار ضرر و سود بسیار اندکی کسب کند.

تنش در روابط ریاض و آنکارا و شکاف و فروپاشی جبهه مخالفان سوری، سبب نگرانی شدید تصمیم گیرندگان ترکیه از اقدام گروه مسلح موسوم به دولت اسلامی عراق و شام(داعش) برای گسترش دامنه عملیات خود به داخل ترکیه شده است که ارشاد هرمزلو مشاور ارشد رئیس جمهوری این کشور به این نکته اشاره کرده و گفته است کشورش از این گروه های افراطی که در نزدیکی مرزهای ترکیه و سوریه قرار دارند، ناراضی است و چنین گروه های مسلح و دیگر گروه های افراطی تاثیر منفی بر جهان اسلام دارند و ترکیه به طور کلی نمی خواهد که بحران های تروریستی را در مرزهایش شاهد باشد و باید از چنین امور دوری کرد.

از جمله مهمترین تاثیرات نزدیک شدن عراق و ترکیه به یکدیگر در سایه متغیرات و تحولات جدید، کاهش تاثیر و نقش عربستان سعودی و افزایش انزوای منطقه ای و بین المللی ریاض خواهد بود که این مساله را سامی العسکری عضو کمیسیون روابط خارجی پارلمان عراق مورد تاکید قرار داده و می گوید نزدیک شدن عراق و ترکیه به یکدیگر خوب است عراق باید در قبال تمام کشورهای منطقه که از جنگ علیه گروه های تروریستی حمایت می کنند و از این گروه ها حمایت مالی به عمل نمی آورند و به نظام سیاسی جدید عراق ایمان دارند، انعطاف پذیری داشته باشد.

میشل نوفل کارشناس لبنانی امور ترکیه نیز به این مساله اشاره کرده و می گوید ترکیه همانند سعودی که خود را خارج از معادله قرار داده است، عمل نکرده و موضعی در پیش گرفته که با موضع اسرائیل که مخالف تحول و دگرگونی ژئواستراتژیک در منطقه است، تعارض دارد.

اگرچه بازنگری ترکیه در مواضع و اصلاح سیاست های اشتباهش در قبال عراق مساله مهم و دارای پیام است، اما این مساله پایان کار نیست، زیرا تبعات و پیامدهای سیاست های سه سال گذشته این کشور به یک باره از بین نمی رود . این در صورتی است که در نظر بگیریم که مواضع و گرایش ها تغییر کرده و چنین تصوری در حد خود تا حدودی از واقعیت دور است زیرا سیاست های کشورها چه درست چه اشتباه نمی تواند یک شبه تغییر ریشه ای و بنیادین ایجاد کند.

اردوغان

اسلام

اوغلو

ایران

ایساف

ترکیه

روسیه

سوریه

عثمانی

عراق

مسکو

ناتو


دید گاه خود را بنویسید آدرس ایمیل و شماره در دید گاه نشر نخواهد شد

1 Comment

نام

ایمیل

دیدگاه


برای گزاشتن تصویر خودتان به سایت Gravatar مراجعه کنید.