انتخابات درکجای این معادله است؟

خبرگزاری خاورمیانه – تحلیل – انتخابات افغانستان:

افغانستان در کانون “بازی بزرگ” به تعبیراحمد رشید پاکستانی، میان قدرت های بزرگ جهانی چون روسیه، امریکا، چین و انگلیس و قدرت های نوظهور چون پاکستان،هند، ایران، ترکیه و کشور های عربی خلیج به ویژه عربستان و قطر، قرار گرفته است .

عمق راهبردی امریکا با تبانی با انگلیس وغرب حضور بلند مدت برای کنترل روسیه، مهارچین، محاصره ایران و زیر نظر داشتن پاکستان است ونقشه راه این کشورتوسط دانشجویان دانشگاه “بیروتی” امریکا که ویژه نفوذی های” موساد” و “سیا” و “انتلیجنت سرویس” بود از مجرای کریدور “فولبرایت” و “یو اس آی دی” و در ساختار پست های مهم پروژه های جهانی مانند “بانک جهانی” و “راند” وارد دهلیز سیاست افغانستان شدند که اشرف غنی و خلیلزاد و نخبه گان قوم غلزایی که با امریکا هم سویی دارند در نوک این محور قرار دارند .

عمق راهبردی چین در تبانی با روسیه، جلوگیری از تسلط هژمونی امریکا وغربی ها در منطقه وافغانستان است، نقشه راه شان حمایت از جریان های رادیکال از آدرس پاکستان است، پاکستان که خود همانند افغانستان در محراق توجهات قدرت های بزرگ قرار دارد، عمق استراتیژیکش را در دو محور در قبال افغانستان دنبال می کند .

محور اول، ساختن حیاط خلوت از افغانستان برای خودش که در حوزه جنوب افغانستان “پرَگرس ” این پالیسی تکمیل شده است و حمایت مالی و معنوی “ای اس ای” از پشتون های قبیله گرا ی به شدت مذهبی مانند طالبان و حزب و اسلامی و جریان منسوب به حقانی جنوب را در بست در اختیار پاکستان قرار داده است .

محور دوم، لغزندان بحران ازجنوب به شمال، پاکستان در پی ایجاد کریدور است که از جنوب به شمال نقب بزند و این در صورتی میسور است که مناطق مرکزی را از سرراه بردارد لذاست که جنگ هزاره ها با کوچی ها در نواحی مرکزی در آینده نزدیک تبدیل به یک جنگ تمام عیار از جنگ موسمی شود و این پروژه به شدت دنبال می شود تا از این آدرس به دامنه های جنوب هندوکش و شمال برسند که با سرازیر شدن پول های هنگفت از آدرس قطر وعربستان واریز می شود و پوشش تخنیکی و تسلیحاتی چین، این پروژه هر روز شدت بیشتر به خود می گیرد .

لذاست که افغانستان عملا در کانون ربایش دو حوزه مقناطیسی جهانی قرار گرفته است، امریکا و همپیمانان غربی و منطقوی اش به شمول هند از یک سو،وچین و روسیه در زیرمجموعه های “مسکو،تهران” ، “پکن، اسلام آباد”ازطرف دیگر ، بدیهی است که درچنین کش و قوس جهانی پروسه انتخابات نیز متاثر از رویکرد های سیاسی این کشور ها می گردد، امریکا باطرح “اجماع ملی” توسط “خلیلزاد” درسایه “اشرف غنی” خواست در همان وهله اول اختیار بازی را به دست گیرد ولی با ایجاد “جبهه ملی” توسط مجاهدین درسایه “داکتر عبدالله” شکست خورد، ولی مدیریت زیرکانه امریکا و کشاندن انتخابات به دور دوم با خریدن وقت کافی برای دور زدن داکترعبدالله دو باره امریکا را بر بازی مسلط ساخت.

اتاق فکرتیم حاکم که رسیدن به منافع سیاسی اش در گِل آلود ساختن آب می دید، به شدت روی سناریو های مدیریت انتخابات، مهندسی تنش های انتخاباتی و سازمان دهی تقلبات گسترده، در فرا روی پروسه انتخابات کار کرد تا شاید از آدرس یک دولت موقت تا رفع تنش ها، و یا هم لزوم یک دولت در سایه خلای قدرت دوام دار ناشی از عدم سازش فیگور های مطرح، ارگ را درقبضه نگهدارد که هنوز هم این پروژه دنبال می شود.

کرزی با زیرکی تمام در دقایق نود زیر قولش را با امریکا زد و عملا به محور “روسیه وچین و ایران” پیوست چون به خوبی دریافت که کارت برنده امریکا اشرف غنی دربازی انتخابات اشرف غنی است که به هیچوجه حاضربه سهمیه بندی قدرت نیست چون به خوبی میداند که باد به سمت وی می وزد.

لذاست که کنترل مدیریت انتخابات از دست افغانها بیرون است، محور غربی قضیه می خواهد که اشرف غنی در قدرت باشد و محور ضد غربی خواهان داکترعبدالله است و تیم برسر اقتدار در فکر حفظ موقفش و لو از هر مجرای صورت گیرد .

اقدام به تشکیل یک دولت نیمه متمرکز یا ریاستی پارلمانی در ساختار “اصلاحات و تداوم” نیز یک اقدام عجولانه از جانب “جان کری “است زیرا دولت وحدت ملی در سایه نبود “الترناتیو” یا بدیل درصورت خوردن به بن بست، محکوم به فروپاشی تمام ساختار است .

سقف مطالبات جان کری ازحکومت وحدت ملی این است که در نشست پنجم دسامبر در “لندن” بتواند از آدرس دولت افغانستان مهره دست نشانده خودش را به جهان معرفی کند چون در این نشست روی کمک های کلان اقتصادی به افغانستان بحث می شود .

اگر امریکا بتواند این کمک ها را به نفع دولت دست نشانده اش در کابل مدیریت کند خطر ورشکستی هزینه های بزرگ اقتصادی امریکا در افغانستان به نصف تقلیل پیدا می کند، و ازجانب دیگر زمان به سرعت تمام به ضرر امریکا کشته می شود، زیرا باید تا آخردسامبر پیمان امضا شود تا عمق راهبردی این کشور که حضور دایمی در افغانستان است مشروعیت جهانی پیدا کند.

لذاست که امریکا حاضراست که حتی با کلوخ ماندن در آب “دولت وحدت ملی” به خواسته های سیاسی اش در کوتاه مدت برسد ولی اینکه دولت وحدت ملی میان اشرف غنی که نظام ریاستی دغدغه سیاسی اش را تشکیل می دهد و عبدالله که برای تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی وارد گود شده است، سازش؛ فرسنگ ها راه فاصله است .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *