چرا ” قدس ” در کابل ؟

۱۰ اسد ۱۳۹۲

اخنصاصی خبرگزاری خاورمیانه – مقاومت اسلامی – فلسطین

  1. قدس چیست ؟
  2. قدس و انقلاب اسلامی ایران
  3. قدس و آزاد اندیشان جهان
  4. قدس و خاورمیانه جدید
  5. قدس و تاریخ جعلی سرزمین اسرائیل
  6. اعراب و فلسطین
  7. قدس و افغانستان

… درسال 1948 جنگ موسوم شش روزه میان اسرائیل و فلسطین شروع شد و تا اکنون ادامه دارد و کشور ما هم تقریبا شش دهه است که در جنگ خارجی و داخلی دست و پا میزند . فلسطین به دوبخش عرب نشین و یهود نشین تقسیم میگردد کشور مانیز در این یک دهه اخیر عملا به جنوب و شمال و یا ساحه نفوذ پشتو زبانان و پارسی زبانان تقسیم گردیده است فلسطین از تکثر رهبری رنج می برد . کرانه باختری یا دولت خود مختار فلسطین می کوشد با حمایت غربی ها با اسرائیل به یک صلح برسد در حالیکه نوارغزه به رهبری حماس همواره با اسرائیل سر جنگ دارد و این معضل تقریبا تحمیلی از جانب دیگر کشور هاست چنانچه این وضعیت در افغانستان هم حاکم است .

 

قدس چیست ؟

معمولا آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس می خوانند و این بزرگداشت را برخاسته از تقویم ایدولوژیک جمهوری اسلامی ایران می دانند و یا گاها  یکی از مراسم دولتی در ایران است که هرساله به حمایت از مردم فلسطین از آن تجلیل می نمایند . لذاست که منتقدین بزرگداشت این روز به ایرانی بودن آن بسنده می کنند و بزرگداشت از این روز را در جغرافیای غیر ایرانی مذموم و یا آغشته به مقاصد سیاسی ایرانیان در سایر کشور های اسلامی می دانند .

اما حقیقت این است که روز قدس بر خاسته از اندیشه های آیت الله العظمی خمینی رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران است – چنانچه در کتاب صحیفه ایشان این روز را چنین تعریف می نماید :

… روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‌دانم، روزی است که بایدما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند.

ودر جایی دیگر در همین کتاب می نویسند :

روز قدس یک روز اسلامی است، و یک بسیج عمومی اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا.

برای واکاوی بیشتر این موضوع خوب است یک نگاه گذرا روی روابط جمهوری اسلامی ایران ، رژیم اسرائیل و فلسطین در مقاطع مختلف تاریخی بیاندازیم .

انقلاب اسلامی ایران در یکی از مناطق استراتژیک جهان و در زمانی اتفاق افتاد که سیستم دو قطبی به رهبری ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی بر آن سایه افکنده بود. طبیعتاً پیروزی این انقلاب، جدای از بعد مردمی و مذهبی آن، متأثر از شکل‏بندی نظام بین‏الملل و بازیگران مسلط آن نیز قرار داشت. از سوی دیگر، این حرکت انقلابی در ایران با توجه به شاخصه‏های شالوده‏شکن آن، تأثیرات و بازتاب‏هایی را نیز بر دیگر موضوعات روابط بین‏الملل برجا گذاشته است. تغییر کلان در رفتار این کشور و رهبران آن با اکثر کشورها، سازمان‏های بین‏المللی، شرکت‏های خارجی و فراملیتی و بیش از همه، با ملت‏های مسلمان و جنبش‏های آزادی‏بخش، نمودی از این تأثیرات فراگیر است.

قدس و انقلاب اسلامی ایران

انقلاب ایران به عنوان مصدر انقلابهای اسلامی در جهان پس از سده ی بیست در پرتو شعار ” مستضعفان جهان بپاخیزید و خود را از چنگال ستمکارانِ جنایت‏کار نجات دهید ” و برای نخستین بار مقوله های استکبار جهانی و شیطان بزرگ را در گفتمان سیاسی اسلامی نهادینه ساخت .

فکرکنم اصولاً هدف از صدور انقلاب در نزد متفکران انقلابی آن زمان، یعنی نگاه به ملت‏ها، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، به‏جای دولتها بود. چنانچه آیت الله العظمی خمینی “ره ” بار ها این مسئله را مطرح کرد «امیدوارم این نهضت به سایر بلاد اسلامی هم صدور پیدا بکند و این مکتب، مکتب همه‏ی مسلمین است بلکه همه مستضعفین؛ خدا مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون ببرد.

رابطه ایران با اسرائیل قبل از انقلاب اسلامی خیلی خوب و رضایت بخش دانسته شده است اما با روی کار امدن نظام اسلامی در ایران تمام شیرازه های این ارتباط از هم پاشید چون در دکترین رهبران این انقلاب حمایت از توده های مستضعف جهان در اولویت قرار داشت و اسرائیل در نگرش این مدیران انقلاب صهیونسیم جهانی دانسته می شدند و برای رسیدن به “ارض الموعود ” سرزمین آبایی عربهای مسلمان را غصب کرده اند و غاصب حقوق مسلمانها پنداشته می شدند این است که ملت ایران به حمایت از مردم فلسطین برخاست چنانچه دیدیم بعد از وقوع انقلاب اسلامی، روابط ایران و اسرائیل دچار تحولی عمیق گردید و دوست دیروز تبدیل به بزرگ‏ترین دشمن اسرائیل در سطح منطقه و جهان شد. اندیشه‏ی صدور انقلاب اسلامی مبتنی بر ایدئولوژی پان اسلامیسم از یک‏سو، و تحقق اندیشه‏ی نیل تا فرات بر مبنای ایدئولوژی صهیونیسم از سوی دیگر، تقابلی جدّی را در روابط دو طرف ایجاد نمود. این تقابل نمود خود را در عرصه‏های مختلف عیان ساخت. جهت‏گیری سیاست خارجی ایران مبنی بر نابودی اسرائیل، موضع ایران در قبال روند سازش و حمایت از گروههای فلسطینی از مصادیق بارز این تقابل است.

پس با در نظر داشت مطالب فوق بزرگداشت از روز قدس روز تجلیل از یک رسم و عنعنه ایرانی نیست بزرگداشت از قدس تجلیل از تقابل ایدلوژی اسلامی با ایدلوژی صهیونیستی است که ریشه در سرنوشت تمام جهان اسلام دارد .و از طرف دیگر مسئله فلسطین نه تنها یک معضل اسلامی است بلکه بزرگترین بحران جهانی نیز است و از شاخصه های بارز بحران و تقابل روشنفکری در جهان نیز پنداشته می شود .

قدس و آزاد اندیشان جهان

مثلاً ادوارد سعید به فرانسه می‌رود تا سارتر و فوکو را پیدا کند و از آنها بخواهد نسبت به این موضوع، موضع فعالتری بگیرند. حتی انتقاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که روشنفکران غربی در رابطه با این موضوع تاکنون موضع مورد انتظار اخذ نکرده‌اند. سارتر گاه مواضع بینابینی و دوپهلو گرفته بود و همین باعث شد همسر فرانتس فانون مقدمه سارتر بر کتاب «دوزخیان روی زمین» را در چاپ‌های بعدی حذف کند.

معضل فلسطین به‌عنوان یک محل نزاع جهانی طبعا در بین روشنفکران مطرح بوده است. پیچیدگی این موضوع در آن است که چون یهودیان در اروپا توسط نازی‌ها سرکوب شدند، اروپا احساس گناه و مسئولیتی اخلاقی نسبت به این واقعه حس می‌کند. ایده‌ی مهاجرت یهودیان به فلسطین در گذشته تنها توسط اقلیتی صهیونیست‌ مطرح می‌شد و در میان جامعه یهودی به این دلیل که از دیرباز به‌صورت پراکنده در جوامع غربی ریشه دوانده بود، جدی گرفته نمی‌شد. اما پس از جریان نسل‌کشی و هولوکاست، جامعه یهود به این دعوت جلب شد.

قدس و خاورمیانه جدید

 

در واقع، نازیسم در تحقق آرمان صهیونیسم و مهاجرت یهودی‌ها و به هم‌خوردن تعادل خاورمیانه نقش اصلی را داشت. سیاست‌های استعماری و انگلیسی هم که می‌خواست جای پای خود را حفظ کند از این موضوع که یک اقلیت قومی-عقیدتی، کشوری در برابر اکثریت عرب و مسلمانان بسازد حمایت کرد. از این طریق غرب می‌توانست در تحولات این منطقه نقش بیشتری بازی کند.

در گذشتۀ این تمدن‌ها، مفهوم راسیسم و ناسیونالیسم نژادی (که یک پدیده مدرن است) وجود نداشت. در حکومت های اسلامی، یهودیان حضور داشتند و حتی در قدرت هم مشارکت داشته‌اند. اقوام مختلف با آیین‌های مختلف دینی با یکدیگر آمیختگی یا همزیستی مسالمت‌آمیز داشتند. حوادثی که در تاریخ اروپا رخ داده بود مانند سرکوب یهودیان توسط مسیحیان و در دوره‌های جدید ظهور آنتی‌سمیتیزم یا نفرت از یهودیان نژاد گرا و راسیسم نژادپرستی هیچ‌گاه در قلمرو اسلامی وجود نداشته‌است. ورود دیدگاه‌های نژادی و ناسیونالیستی به شکل مصنوعی به قلمرو کشورهای اسلامی وعربی و آفریقایی باعث شد تجربه‌هایی مشابه نسل‌کشی در رواندا که دو قبیله توتسی‌ها و هوتوها با هم درگیر شدند بروز یابد. یکی از انسان‌‌شناسان غربی در مورد این پدیده نسل‌کشی در رواندا این چنین تحلیل می‌کرد که :

اروپایی‌ها به یکی از این تیره‌ها تلویحا این‌طور انتقال آگاهی دادند که «شما از قوم دیگر برترید» ـ حالتی مانند یهودیان که خود را قوم برگزیده می‌دانند ـ درصورتی‌که پیش از آن در این قبایل مفهومی به‌عنوان نژاد وجود نداشت.

لذاست که صهیونیسم با اتکا ء به تیوری نژاد برتر زمین های اعراب را غصب و همواره در صدد حذف این مردم از این منطقه می باشند . اری باید معضل فلسطین را از زاویه یک بحران جهانی . دید مسئله فلسطین ربط به مسلمان و غیر مسلمان ندارد فلسطین را باید پاتوق تعامل روشنفکران و آزاد اندیشان جهان ساخت .

قدس و تاریخ جعلی سرزمین اسرائیل

برای روشن شدن بیشتر این موضوع باید ماهیت وجودی اسرائیل را به کنکاش گرفت . پروفیسور شلومو زاند از اساتید بخش تاریخ دانشگاه تل آویو که به گرایشات ضد صهیونستی معروف است و کتاب ” کی و چگونه ملت یهودی اختراع شد؟” در این کتاب می نویسد :

در ابتدای قرن بیستم صهاینه این فکر را به چالش کشیدند و شروع کردند به خلق تاریخ ملی و اختراع این فکر که در آنجا ملت یهود وجود داشتند که این ملیت غیر از دین بود و یهود باید از تبعیدگاه به ارض موعود برگردد. اما چیزی به نام ملت یهود وجود نداشته است. هر دولت باورها و عقاید جوهری خود را دارد که شک کردن در آنها دارای عقاب است و این چیزی است که تابو نامیده می شود. در اسرائیل نیز سه باور و سه تابوی شبه مقدس وجود دارد که اولین آن فلسطین سرزمین یهود است، دوم استمرار دولت اسرائیل و سوم مسئله هولوکاست.

پروفسور زاند در این کتاب می نویسد من نیز همانند اسرائیلی ها بر این پندار بودم که یهود ملتی بودند که در یهودا زندگی می‌کردند و رومی ها آنها را را در سال هفتاد میلادی نفی بلد کردند. اما وقتی به مستندات و دلایل دقت کردم متوجه شدم که نفی بلد اسطوره‌ای بیش نیست، چرا که در هیچ کتاب تاریخی این واقعه نقل نشده است، چرا که رومی‌ها کسی را تبعید نکرده‌اند و در حقیقت بیشتر یهودیان در فلسطین کشاورز بودند و همه شواهد نشان می‌دهد که آنها بر سر زمینهای خویش باقی ماندند.

همچنین باید گفت که بیشتر یهود با سرزمینی که اسرائیل نامیده می شود ارتباطی ندارند. فکر ملت یهود یا قوم یهود که صهیونیزم و ایجاد دولت اسرائیل بر اساس آن بنا شده است، اسطوره‌ایست که در طول یک قرن اختراع شد. این نویسنده اضافه می‌کند اما چیزی که مربوط به تاریخ یهود است، درست است و آنان خود را یهودی می‌نامندچرا که متدین به یک دین هستند. در ابتدای قرن بیستم صهاینه این فکر را به چالش کشیدند و شروع کردند به خلق تاریخ ملی و اختراع این فکر که در آنجا ملت یهود وجود داشتند که این ملیت غیر از دین بود و یهود باید از تبعیدگاه به ارض موعود برگردد.

حال پرسش این است که اگر قرار بود یهود به ارض موعود برگردند چرا در طول دو هزار سال گذشته برنگشتند؟

صهیونیست ها اندیشه قدس را تحریف کردند. در گذشته اماکن مقدسه اماکنی بودند که یهودیان به آن مشتاق بودند اما نه برای زندگی. در طول دو هزار سال گذشته یهودیان از آمدن به قدس – توسط دیگران- منع نشده بودند، بلکه دیانت یهود آنان را از رجعت به قدس تا زمان ظهور منجی منع می‌کرد. یهودیان نخستین به جایی تبعید نشدند، این حقیقتی است که در مدارس اسرائیل تدریس نمی‌شود اما نسل اول رهبران یهودی از جمله بن گورین اولین نخست وزیر اسرائیل این را می‌دانستند. یعنی آنان می‌ دانستند که فلسطینیان از نسل یهودیان نخست هستند که عده‌ای به مسیحیت گرویدند و عده‌ای دیگر اسلام آوردند.

نویسنده سخن خود را با این جمله به پایان می‌برد: این تاریخی که به نام تاریخ اسرائیل در دانشگاه‌های اسرائیل تدریس می‌شود خانه‌ی کارتونی است که زود فرو می‌ریزد و ادامه می‌دهد: وقتی تاریخ اسرائیل یک خانه کارتونی است، نتیجه گیری طبیعی این است که پایه‌هایی که اسرائیل بر روی آن قرار گرفته است نیز یک خانه کارتونی است. وقتی نسل کنونی و نسلهای آینده اسرائیل بدانند که آنان هیچ گونه حق تاریخی در فلسطین ندارند، و حیات امن و آینده ندارند. و ملت اسرائیل نتیجه تلفیق تاریخ با زور و خون است که عدالتی در آن نیست. چون حق ملت فلسطینی ساکن در فلسطین را انکار کرده‌اند.

لذاست که باید در مقابل اشغالگران که ایده راسیسم را دارند و پروژه صهیونیسم را دنبال می کنند در چنین روزی ایستاد و از حقوق حقه ملت فلسطین دفاع کرد .

اعراب و فلسطین

یکی از عوامل که روز قدس را دارد به حاشیه می کشاند بی توجهی جهان عرب در قبال این روز و معضل فلسطین است چون سران کشور های عربی به خاطر اینکه روز قدس ابتکار کشور ایران که مبتنی بر نظام شیعی است است به آن نمی پردازند چون می هراسند که میدان انعکاس شعاع هلال شیعی که شامل عراق وسوریه ولبنان و در نوک اهرم آن ایران است کشور های شان را در نوردد لذاست که فلسطین را فراموش کرده اند و با اسرائیل از در تعامل ومدارا وارد می شوند .

چنانچه در این اواخر به ارزش عربستان سعودی به ارزش پنجاه میلیون دالر از اسرائیل برای شورشیان سوری در راستای بر اندازی نظام بشار اسد تسلیحات خریداری کرد .

لذاست که مدیران حوزه هلال شیعی فلسطین را در حمایت خویش دارند و از حماس حمایت پولی و مالی و نظامی می نمایند اما مسئله عدم توازن قوا به ویژه در خاور میانه را نباید نا دیده انگاشت چون اسرائیل بر خوردار از یک اقتصاد ثابت جهانی است و مسلح به مدرنترین تسلیحات روز و قدرت اتومی در منطقه و حمایت بیشتر ابر قدرت ها را با خود دارد شاید یکی از علل بی توجهی عامدانه جهان عرب در قبال بحران فلسطین همین مسئله باشد .

قدس و افغانستان

حال می رسیم به بزرگداشت از روز قدس در کشور خودمان اگر چه همواره از این روز در افغانستان از سوی احاد مردم چه شیعه و چه سنی تجلیل به عمل آمده است و لی در این اواخر برخی حلقات شیعی و سنی هدفمندانه در راستای تخریش این سنت انقلابی می کوشند تا روحیه انقلابی مسلمان ها را خدشه دارسازند . این مهره ها که لقب روشنفکر رانیز به دنبال شان یدک می کشند همانند برخی از سران عرب این روز را یک مناسبت ایرانی می دانند وبزرگداشت از این روز را یک نوع استیلای سیاسی ایران در کشور می پندارند .

اگر نیک بنگریم قطع نظر از علایق دینی سرنوشت مردم ما با سر نوشت مردم فلسطین در اکثر موارد همخوانی دارد . چنانچه مرزهای فلسطین در سال 1919 توسط فرانسه و انگلیس به رسمیت شناخته شد درست در همین سال افغانستان استقلال خود را از انگلیس گرفت .

درسال 1948 جنگ موسوم شش روزه میان اسرائیل و فلسطین شروع شد و تا اکنون ادامه دارد و کشور ما هم تقریبا شش دهه است که در جنگ خارجی و داخلی دست و پا میزند . فلسطین به دوبخش عرب نشین و یهود نشین تقسیم میگردد کشور مانیز در این یک دهه اخیر عملا به جنوب و شمال و یا ساحه نفوذ پشتو زبانان و پارسی زبانان تقسیم گردیده است فلسطین از تکثر رهبری رنج می برد . کرانه باختری یا دولت خود مختار فلسطین می کوشد با حمایت غربی ها با اسرائیل به یک صلح برسد در حالیکه نوارغزه به رهبری حماس همواره با اسرائیل سر جنگ دارد و این معضل تقریبا تحمیلی از جانب دیگر کشور هاست چنانچه این وضعیت در افغانستان هم حاکم است .

پس لزوما باید روز قدس را در این جغرافیا پاس داشت چون قدس و رهایی از آنچه مارا دارد نابود می کند لازم و ملزوم هم اند و باید پدیده قدس را پارادام تیوری رها یی بخش ملت های در بند و ستمدیده قلمداد کرد و دوباره باید تکرار کرد که :

روز قدس روز تجلیل از یک رسم و عنعنه ایرانی نیست بزرگداشت از قدس تجلیل از تقابل ایدلوژی اسلامی با ایدلوژی صهیونیستی است که ریشه در سرنوشت تمام جهان اسلام دارد .و از طرف دیگر مسئله فلسطین نه تنها یک معضل اسلامی است بلکه بزرگترین بحران جهانی نیز محسوب می گردد و از شاخصه های بارز بحران و تقابل روشنفکری در جهان نیز پنداشته می شود .

نویسنده : صدیق اکرم

اسرائیل

اعراب

افغانستان

روز قدس

صهیونبسم

فلسطین

قدس در افغانستان

مقاومت اسلامی

ناتو


دید گاه خود را بنویسید آدرس ایمیل و شماره در دید گاه نشر نخواهد شد

1 Comment

نام

ایمیل

دیدگاه


برای گزاشتن تصویر خودتان به سایت Gravatar مراجعه کنید.