چرا شمال افغانستان نا امن شد؟

۱۹ سنبله ۱۳۹۵

شمال افغانستان به خطه جغرافیایی افغانستان در شمال سلسله کوه های هندوکش اطلاق می شود که شامل ولایات بغلان، قندوز، تخار، بدخشان، سمنگان، بلخ، جوزجان، فاریاب، بادغیس و سرپل می باشد. قبل از اینکه انتقال امنیتی صورت گیرد، نیروهای آلمانی برای بیشتر از یک دهه مسولیت تامین امنیت ولایات شمالی و شمال شرقی را به عهده داشتند و در این مدت شمال از امنیت خوبی برخوردار بود. بعد از انتقال امنیت، شمال آرام – آرام ناامن شد و نا آرامی پیچیدگی های فراوانی یافت. چرا شمال نا امن شد؟

13549261_10201688614292871_7119645_o-png

ناامنی شمال افغانستان ناشی از یک علت نیست بلکه مجموعه ای از علت ها و دلایل باعث گردیده تا شمال ناامن شود. عمده ترین دلایل را ده فقره ذیل تشکیل میدهند.

  1. هدف قراردادن روسیه: گفته می شود که یکی از انگیزه های شوروی از تهاجم به افغانستان، رسیدن به آب های گرم از طریق بلوچستان پاکستان بود. پاکستان مبدل به محور مقاومت علیه این تهاجم شد و بعد از یک دهه جنگ، قشون سرخ افغانستان را ترک کردند. بعدتر پاکستان با ایجاد گروه طالبان در سدد ناامن سازی حوزه نفوذ روسیه در کشورهای آسیای میانه برآمد. روسیه، هند و ایران با حمایت از جبهه متحد مانع پیشروی طالبان به سمت شمال بودند[1]. در جنگ با تروریسم به رهبری آمریکا، روسیه همکاری همه جانبه انجام داد، طالبان سقوط کرد و حکومت مرکزی در افغانستان شکل گرفت. شمال امن شده بود و تهدیدی متوجه روسیه و آسیای میانه نبود. اکنون با ناامنی شمال یکبار دیگر سخن از ناامنی آسیای میانه و هدف قراردادن روسیه است. محمد حنیف اتمر مشاور امنیت ملی در جلسه استجوابیه مورخ 15 ثور 1394 پارلمان بیان داشت که داعش میخواهد فعالیت هایش را از طریق افغانستان به آسیای مرکزی گسترش دهد. عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ مورخ 29 حوت 1393 بیان داشت که برنامه استراتیژیک برای نفوذ گروه داعش از طریق شمال به کشورهای آسیای میانه در جریان است[2]. کشورهای روسیه و آسیای میانه نگرانی های شان را از ناامنی شمال افغانستان به تکرار بیان نموده اند. تاجکستان در مرز با افغانستان نیروهای بیشتری مستقر کرده و ازبکستان نیز مانورهای نظامی انجام داده است.

taliban_in_kunduz

در شب دهم حمل 1395 مهمانی که در دفتر حزب جمعیت اسلامی افغانستان در مزارشریف به میزبانی عطا محمد نور برای وکلای شوراهای ولایتی بدخشان، تخار و قندوز ترتیب یافته بود، آقای نور از دست داشتن کشورهای قطر و عربستان سعودی در ناامن سازی شمال صحبت کرد. ایشان هدف قطر از ناامنی شمال را به شکست مواجه ساختن پروژه TAPI و هدف عربستان را انتقام از روسیه بنابر مداخلات آن کشور در سوریه بیان کرد. بنابر اظهارات مقامات، روسیه علاوه بر اینکه توسط آمریکا و پاکستان هدف قرار گرفته، عربستان سعودی نیز با ناامن سازی شمال و آسیای میانه روسیه را مورد هدف قرار داده است.

ولادیمیر پوتین ریس جمهور روسیه، هفته قبل در اجلاس سالیانه شانگهای در تاشکند بیان داشت که افزایش فعالیت های تروریستی در افغانستان و خاورمیانه، امنیت و ثبات کشورهای آسیای میانه و روسیه را تهدید می کند. او تاکید کرد که افغانستان در مبارزه با تروریسم به حمایت همه جانبه ضرورت دارد و ما باید افغانستان را کمک کنیم.

  1. عملیات در وزیرستان پاکستان: دولت پاکستان از سال 2007 به اینطرف یگ سلسله عملیات نظامی در وزیرستان انجام داد و بر اثر آن گروه های چون تحریک طالبان پاکستان، لشکر طیبه و حرکت اسلامی ازبکستان گریختند و در شمال افغانستان خصوصاً بدخشان جابجا شدند.

talib-pak-700x336

تحریک طالبان پاکستان (TTP) بزرگ ترین گروه طالبان در پاکستان می باشد. این گروه، در سال 2007 اعلام موجودیت کرد که ائتلافی متشکل از 28 گروه طالبان مستقر در مناطق قبیله ای پاکستان و ایالت خیبر پختونخوا است. بیت الله محسود از قبیله محسود در منطقه قبایلی وزیرستان، رهبری این گروه را به عهده گرفت. بیت الله محسود رهبر این گروه در اگست 2009 توسط هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا کشته شد و حکیم الله محسود به عوض وی انتخاب گردید[3]. حکیم الله محسود در اول نوامبر 2013 توسط حمله هواپیمای بی سرنشین آمریکا در وزیرستان کشته شد.

برادران محسود موسوم به بیت الله، عبدالله و ذوالفقار هنگام حمله آمریکا به افغانستان رفتند تا در کنار طالبان علیه نیروهای ائتلاف بجنگند. عبدالله در سال 2002 توسط آمریکای ها دستگیر و زندانی شد و در 2004 به دلایل نامعلوم آزاد شد و به وزیرستان شمالی بازگشت. حینیکه نیروهای امنیتی پاکستان عبدالله را در بلوچستان بازداشت می کردند، او خود را منفجر کرد.

لشکر طیبه (LT) یک سازمان بنیادگرای اسلامی فرقه اهل حدیث در پاکستان است که توسط هواداران اسامه بن لادن به رهبری حفیظ محمد سعید، جهت آموزش داوطلبان مبارزه در کشمیر تاسیس گردید که مورد حمایت ISI قرار داشته است. ایدئولوژی لشکر طیبه به چالش کشیدن حاکمیت هند بر جامو و کشمیر است و در منطقه کشمیر دارای پایگاه های متعدد آموزشی بوده است. پرویز مشرف به درخواست آمریکا و هندوستان لشکر طیبه را گروه تروریستی اعلام کرد و فعالیت آن را در پاکستان ممنوع نمود. به تعقیب آن رهبر معنوی لشکر طیبه، مولانا الیاس کشمیری به مناطق قبایلی پاکستان رفت و در کنار رهبران القاعده و گروه طالبان افغانستان قرار گرفت[4]. لشکر طیبه فعالیت های تخریبی فراوانی در افغانستان و هندوستان داشته است.

حرکت اسلامی ازبکستان در آوان انحلال اتحاد جماهیر شوروی در ازبکستان شکل گرفت و رهبری آن را طاهر یولداشف به عهده گرفت. جمعه نمنگانی از مقام های مطرح این گروه است. این گروه که حدود 5000 عضو داشت در سال 1990 با بودیجه عربستان سعودی به احداث یک مسجد و یک مدرسه دینی با گنجایش دو هزار طلبه در نمنگان پرداخت و بعداً خواستار تطبیق شریعت، افتتاح مساجد و مدارس دینی بیشتر و اعلام ازبکستان منحیث یک کشور اسلامی گردید. این گروه در 1992 ممنوع الفعالیت شد و یولداشف و نمنگانی به تاجکستان گریختند و به عضویت حزب نهضت اسلامی تاجکستان درآمدند. با شروع جنگ در تاجکستان، یولداشف به افغانستان عزیمت کرد و بعدا به تعداد زیادی از کشورهای اسلامی مسافرت نمود. او از 1995 الی 1998 در پشاور پاکستان مستقر شد و از جانب ISI بودجه و پناهگاه دریافت کرد. یولداشف در 1998 ساکن کابل شد و طالبان منزلی در محله وزیراکبرخان و اقامتگاهی در قندهار در اختیار وی گذاشتند. یولداشف و نمنگانی تا سال 2001 حداقل سه بار به آسیای میانه رفتند و فعالیت های تخریبی انجام دادند[5].

نمنگانی دارای تجهیزات نظامی پیشرفته و نیروهای مسلح قدرتمند بود و میتوانست ارتش های قزاقستان و ازبکستان را به چالش بکشد. نمنگانی علاوه بر طالبان با القاعده رابطه نزدیکی داشت. بن لادن هزینه خرید دو هلیکوپتر مسافرتی میگ 8 روسی از طالبان را که ظرفیت چهل نفر را داشت به نمنگانی پرداخت کرد[6]. با حملات آمریکا در افغانستان، حرکت اسلامی ازبکستان در کنار طالبان علیه نیروهای ائتلاف به مقابله پرداخت و در نهایت به مناطق قبایلی پاکستان پناه برد. با عملیات های نظامی پاکستان در وزیرستان، گروه های حرکت اسلامی ازبکستان، لشکر طیبه و تحریک طالبان پاکستان و عده ای گروه های مسلح دیگر متواری شده به شمال افغانستان برگشتند و همراه با طالبان مسلح افغان و حزب اسلامی حکمتیار در ناامنی شمال سهیم شدند.

  1. گسترش ساحه جنگ : در 7 اکتوبر 2001 حملات آمریکا به امارت اسلامی طالبان آغاز شد. طالبان به سمت جنوب کشور رفتند و در مناطق قبایلی پاکستان پناه گرفتند. جنوب برای مدت کوتاهی در آرامش بود اما آرام آرام ساحه جنگی میان طالبان مسلح و گروه های اسلامی مستقر در پاکستان از یکطرف و نیروهای خارجی و افغان از طرف دیگر قرار گرفت. جنگ برای سال ها در جنوب متمرکز بود و نیروهای خارجی و افغان در سایر مناطق افغانستان وارد جنگ نبودند. این وضعیت به نفع خارجی ها و افغان ها و به ضرر طالبان و سایر گروه های مسلح مخالف بود. برای اینکه از فشار نظامی در جنوب کاسته شود، طالبان و حامیان ان ها ساحه جنگ را گسترش دادند و به شمال کشور رساندند.
  2. ضعف رهبران حکومت وحدت ملی: وزارت های امنیتی حکومت وحدت ملی برای مدت طولانی توسط سرپرستان اداره گردیدند. آقای نورالحق علومی به تاریخ 8 دلو 1393 منحیث وزیر داخله رای اعتماد گرفت و هفدهم دلو 1394 استعفا کرد. تاج محمد جاهد سرپرست انتخاب شد و به تاریخ 21 حمل 1395 به عنوان وزیر داخله رای اعتماد گرفت. وزارت دفاع الی 31 جوزای 1395 توسط سرپرست اداره شد. بعد از آنکه آقای نبیل در19 قوس 1394 استعفا کرد، ریاست امنیت ملی تا 31 جوزای 1395 توسط سرپرست اداره شد تا اینکه معصوم ستانکزی به تاریخ 31 جوزای 1395 رای اعتماد گرفت. این وضعیت که با ناامنی شدید شمال و سایر نقاط کشور همراه بود، سبب شد تا موج وسیع انتقادات از رهبران حکومت وحدت ملی شکل بگیرد.

004

اقای عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ نا امنی شمال را ناشی از بی پروایی رهبران حکومت وحدت ملی دانست و بیان داشت اگر حکومت در مورد ناامنی شمال افغانستان به بی پروایی ادامه دهد خودش اقدام مینماید. در مجلس نمایندگان افغانستان، فاطمه عزیز نماینده قندوز در پی ناامنی شمال رهبران حکومت وحدت ملی را متهم به معامله کرد و شریفی بلخابی تعلل و سهل انگاری ارگ را دلیل ناامنی شمال دانست. در فضای بی اعتمادی و عدم همکاری رهبران حکومت وحدت ملی، ارگان های امنیتی به مدت طولانی توسط سرپرستان اداره گردیدند که بدون شک این وضعیت باعث افزایش ناامنی در شمال گردید.

  1. موقعیت ژیوپولیتیک: شمال افغانستان دارای موقعیت ژیوپولیتیک است. ولایت بدخشان وصل کننده سه کشور پاکستان، چین و تاجکستان است. افغانستان در شمال با کشورهای آسیای میانه مرز مشترک و چندین بندر دارد. نا امن سازی شمال میتواند در قدم بعدی نا امنی آسیای میانه و نا امنی روسیه محسوب گردد. چین همچنان از نا امنی های شمال و گسترش افراط گرای اسلامی صدمه پذیر می گردد. همچنان شمال دارای معادن مختلف النوع و ارزشمندی است که سلطه بر آن باعث درآمد های هنگفت و منبع مالی قوی برای تداوم و توسعه تروریزم شده می تواند. شمال معبری کوتاه، کم قیمت و سهل برای قاچاق مواد مخدر افغانستان به بازارهای آسیای میانه، روسیه و اروپا می باشد. تنها در کشور روسیه سالانه حدود سی هزار تن براثر استفاده از مواد مخدر که قسمت اعظم آن از افغانستان قاچاق می شود، جان میدهند. شمال نه تنها برای طالبان ارزش استراتیژیک دارد بلکه برای مافیای مواد مخدر و مافیای قدرت دولت نیز از اهمیت والا برخوردار است.

0,,16046980_303,00

  1. مسیر تدارکاتی ناتو: در پی حمله آمریکای ها بر پوسته مرزبانان پاکستانی در 26 نوامبر2011 که منجر به کشته شدن 24 سرباز شد، پاکستان مسیر تدارکاتی ناتو را مسدود کرد. نیروهای خارجی در افغانستان و همچنان دولت افغانستان از آن متضرر شدند و تحت فشار قرار گرفتند. در پی تلاش های دیپلماتیک روسیه، برخلاف محاسبات پاکستان، به ناتو اجازه داد تا از قلمرو اش تدارکات صورت گیرد و تجهیزات نظامی ناتو از آن مسیر خارج گردد. بدین منظور شیرخان بندر ولایت کندز که افغانستان را به تاجکستان وصل میسازد، انتخاب گردید. پاکستان تلاش ورزید تا بالوسیله طالبان و جنگجویان خارجی مستقر در پاکستان به نا امنی شمال و خصوصاً قندوز بپردازد تا مسیر تدارکاتی ناتو نا امن گردد و ناتو با دادن امتیازات بیشتر مجدداً از قلمرو پاکستان استفاده نماید.

150519120845_nato_afghanistan_640x360_f_nocredit

  1. آموزش های دینی در پاکستان: عده ای زیادی از جوانان شمال بخصوص بدخشانی ها در مدارس پاکستان آموزش های دینی فرا گرفتند. مدارس پاکستان بر اثر استفاده های ابزاری ISI تبدیل به مراکز ترویج افراط گرایی شده اند. افراط گرایی اسلامی در حکومت ضیا الحق اساسگذاری شد. ضیا الحق در 1977 علیه ذوالفقار علی بوتو کودتا کرد و به دلیل فقدان مشروعیت رفراندومی را در 1984 انجام داد و برقراری شریعت را اعلام و به اسلامی سازی پاکستان پرداخت و برای اولین بار دولت به حمایت مالی از توسعه آموزش های مذهبی پرداخت.

اکنون پاکستان دارای هزاران مدرسه است که 8000 آن زیر نظر مدارس دیوبندی، 1800 مدرسه زیر نظر مدارس بریلوی، 400 مدرسه زیر نظر متعلق به اهل حدیث و 1200 مدرسه زیر نظر جماعت اسلامی پاکستان فعالیت می کنند. عربستان سعودی برای تاسیس مدارس مذهبی و ترویج ایدئولوژی دیوبندی – وهابی پول های زیادی وارد پاکستان کرده و بودجه مدارس زیادی را پرداخته است. در میان طلاب خارجی این مدارس افغان ها بیشترین تعداد را تشکیل میدهند و از طالبان مسلح حمایت می کنند و تقریبا نود درصد رهبران طالبان فارغین این مدارس اند. کشورهای مالزی، تایلند، میانمار، اندونیزی، ازبکستان، چچن، سین کیانگ چین، یمن، سومالی، بنگلادش، تانزانیا، استرالیا، اروپای غربی و آمریکای شمالی در این مدارس طلبه دارند.[7]

D9869AC0-1335-49CF-833C-0A9983B31A0A_w640_r1_s

تخصیص بودجه هنگفت برای مدارس مذهبی هنوزهم ادامه دارد. افزایش نفوذ وهابیت و سلفی گری در پاکستان منجر به تقویت اسلام گرایی افراطی گردیده است. آموزش اطفال مهاجر افغان در مدارس دینی پاکستان و تربیت آنان منحیث مسلمان افراطی باعث شده است تا با فرستادن آنان به جبهه جنگ و نیز برگشت به مناطق شان، ناامنی در صفحات شمال و بخصوص بدخشان بوجود آید.

  1. پروژه آمریکا – پاکستان: آقای کریم خرم رئیس دفتر آقای کرزی معتقد است که نا امن سازی شمال افغانستان یک پروژه امریکایی – پاکستانی است. او معتقد است که پاکستان تطبیق کننده پروژه های آمریکا در منطقه است و سازماندهی مجدد طالبان، ناامن شدن ولایات جنوبی، گسترش جنگ در افغانستان پس از سال 2003 و انتقال جنگ به شمال افغانستان را از پروژه های آمریکا میداند. به باور او انتقال جنگ به شمال افغانستان و آسیای میانه یک پروژه مشترک آمریکا و پاکستان است[8].

در اینکه آمریکا در ناامن سازی شمال نقش داشته است، شواهدی وجود ندارد و نیز ارگان های مستقل این موضوع را تایید نکرده است. در این روزها آمریکای ها با انجام حملات متعدد در شمال تلاش دارد تا امنیت از دست رفته  را برگردانند.

  1. بیکاری و فقر: افغانستان در طی سال های اخیر نظر به دلایل متعدد، با فقر و بیکاری فراوانی مواجه شده است. عمده ترین دلایل فقر و بیکاری را خروج نیروهای خارجی، کاهش کمک های جامعه جهانی، فساد گسترده ارگان های دولتی، جنگ، بی ثباتی، مهاجرت و جنگ در خاورمیانه شکل میدهند. در سفر به ولایات شمال کشور فقر را در حد زیادی در سیمای مردم دیدم. گزارش های وجود دارد که طالبان به هر نظامی خود ماهانه 300 دالر آمریکای و داعش حدود سه برابر طالبان معاش پرداخت می کنند. مردم بنابر فقر و بیکاری مجبور اند در برابر دریافت پول به گروه های مسلح مخالف دولت بی پیوندند.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

  1. موجودیت بستر اغتشاش: ساحات از ولایات شمال کشور مثل قندوز، تخار، بدخشان، بغلان و مزار شریف ساحه نفوذ حزب اسلامی گلبدین حکمتیار بوده اند. در هنگامه ای صلح میان دولت و حکمتیار، احتمال ناامن سازی شمال توسط هواداران ایشان به منظور فشار بر دولت و کسب امتیازات بیشتر میتواند متصور باشد. عطا محمد نور سرپست ولایت بلخ اظهار داشته است که افراد وابسته به حزب اسلامی حکمتیار عامل بیشتر ناامنی ها در شمال می باشند. او گفت اسناد و شواهد وجود دارد که بیشتر افراد درگیر جنگ با دولت در شمال افغانستان افراد حزب اسلامی اند نه طالبان[9].

در آغاز سال جاری در دیدار از فاریاب تا بدخشان انبوه مدارس دینی را شاهد بودم. دولت بر این مدارس کنترولِ ندارد. در بحث که با نمایندگان شوراهای ولایتی نه ولایت شمال داشتم، نماینده ای از قندوز بیان داشت که در مدرسه اشرف المدارس قندوز به تعداد 7000 دختر مصروف حفظ قران و آموزش های مذهبی است. در همان جلسه نماینده دیگری از قندوز اعتراضاً توضیح داد که اکثر آن دختران داعشی تربیت شده اند و مادران شان را اجازه نمیدهند که تلویزیون بیبینند و در مراسم عروسی شرکت کنند. یعنی تلویزیون دیدن و به مراسم عروسی رفتن خلاف اسلام است. مسلماً فضای دگم، محیط بسته و شستشوی فکری مردم زمینه های قوی اغتشاش و ناامنی توسط مردم بومی را فراهم می سازد و شمال نیز از آن بی بهره نمانده است.

نا امنی شمال دولت را با چالش های بیشتری مواجه کرده و مردم به شدت از ناامنی متضرر شده اند. بیجاشدگان شمال تبدیل به یک رقم درشت گردیده که تداوم آن میتواند برپیچیدگی اوضاع بیافزاید. دولت بایستی از جنگ های نیابتی خارجیان جلوگیری نماید. انتخاب یک پالیسی شفاف مبارزه با گروه های مسلح مخالف دولت میتواند حمایت های قوی مردمی و جریان های موثر داخلی را به همراه داشته باشد.

خبرگزاری خاورمیانه – کابل – افغانستان

نوشتهء علی رضا صمدی، استاد دانشگاه

اغتشاش،

بدخشان،

پاکستان،

پروژه آمریکا ،

حزب اسلامی،

حکمتیار،

ژیوپولیتیک،

شمال افغانستان،

عملیات،

موقعیت،

نا امن،

هدف قرار دادن روسیه،

وزیرستان،


دید گاه خود را بنویسید آدرس ایمیل و شماره در دید گاه نشر نخواهد شد

Comment is not allowed