نسل‌کشی در میانمار؛ طالب و داعش در کشورهای اسلامی

امپراتوری بریتانیا در بیشتر مواقع که کشورهای تحت استعمار خود را رها کرد؛ جغرافیای آن‌را بین دو کشور همسایه لاینحل گذاشت و در بعضی از کشورها جنگ ادیان را به راه انداخته و در بعضی از کشورها جنگ نژادی را؛ کشمیر، دیورند، بلوچستان، برما یا میانمار امروزی و کردستان مثال‌های زنده این رویکرد هستند.

این جغرافیاها برای ایجاد تشنج، جنگ و فشار بر حکومت‌ها و نسل‌کشی‌ها بی‌صاحب رها شده؛ و در کردستان و بلوچستان که میان کشورها تقسیم شده و مناطق خود مختار استند؛ اما تمام قاچاق‌ها از همین مسیرها می‌گذرد.

در این میان، مسئله کشمیر با جنگ مذهبی بین هند و پاکستان همراه است، دیورند هم جنگ قومی بین پاکستان و افغانستان؛ در این میان میانمار بیشترین تلفات را داده است و سال‌هاست که بودایی‌ها؛ مسلمانان را قتل‌عام می‌کنند و رهبر این کشور که از قضا یک بانو است، برنده جایزه «نوبل» می‌شود.

البته یک بخش این قتل عام‌ها بر می‌گردد به ارتش کشور میانمار چون شگرد حکومت‌داری‌شان نظامی است و نقش چین را هم نمی‌توانیم در اقدامات میانمار نادیده گرفت.

سکوت نهادهای حقوق‌بشری در قبال میانمار این را می‌رساند که غربی‌ها در این کشتار سهیم استند و دادن جایز نوبل به «آنگ‌سان سوچی» که خود را مدافع حقوق‌بشر در میانمار می‌داند؛ مایه ننگی برای نهاد اهداکننده نوبل گردیده است.

در کشوری که نسل‌کشی جریان داشته باشد و فرمانده نظامیان آن؛ این نسل‌کشی مسلمانان را «کار ناتمام» و وظیفه ناتمام جنگ جهانی دوم می‌داند، چطور به یک مقام دولتی آن جایزه نوبل داده می‌شود؟

غربی ها نهادهای حقوق‌بشری را بخاطر کشورهای اسلامی ساخته‌اند که هر بار بخواهند بالای کشورهای اسلامی به همین بهانه حمله کنند، در حالی‌که در عراق، سوریه، لیبیا، افغانستان و… هیچ‌گاه چنین جنایت بشری اتفاق نیفتاده ولی امریکا و متحدین‌اش همواره به همین بهانه وارد خاک کشورهای اسلامی شده‌اند و به همین بهانه در این کشورها حضور نظامی یافته است.

ولی در میانمار که عملاً جنایت ضد بشری جریان دارد، نهادهای حقوق‌بشری، سازمان ملل، امریکا و غربی‌ها همه سکوت اختیار کرده و حتی رسانه‌های وابسته به این نهادها، گزارشی در مورد قتل‌عام مسلمانان میانمار نشر نکرده‌اند.

در بُعد دیگر از قضیه کشورهای اسلامی چنان این مسئله را ساده گرفته‌اند که انگار هیچ اتفاقی برای مسلمانان در میانمار نیفتاده؛ در حالی که عربستان که خود را آقای جهان اسلام می‌پندارد؛ سالانه به امریکا باج می‌دهد؛ آیا نمی‌تواند از مسلمانان میانمار حمایت کند؟ کشوری که می‌تواند از جنگ در خاورمیانه و افغانستان حمایت کند؛ آیا نمی‌تواند در سازمان ملل از این کار حکومت میانمار شکایت کند؟

بسیج کشورهای اسلامی راه معقول و منطقی است که هیچ‌گاه در این راستا کار نشده و گرنه حال حداقل می‌توانستند از مسلمانان میانمار حمایت کنند.

گروه‌های افراطی که به حمایت مالی عربستان و غرب در کشورهای اسلامی سبب جنگ شده‌اند؛ همه دنبال مسلمان‌کشی استند و حتی اعلامیه‌ای هم در مورد نسل‌کشی در میانمار نداده‌اند در حالی‌که در کشورهای اسلامی در مساجد، مدارس و هرجا که بخواهند با روپوش اسلام انتحاری می‌کنند؛ اما با توجه به این‌که بیش از ۱۰ میلیون مسلمان را بودایی‌ها در حال قتل‌عام کردن استند نه کشورهای اسلامی صدای برای کشیدن دارند نه نهادهای حقوق‌بشری و نه گروه‌های افراطی دینی.

با این حال، رویکردهای انجام شده می‌رساند که تمام جهان به شمول کشورهای اسلامی و گروه‌های افراطی دینی که منافع مشترک با غربی‌ها دارند در حال تماشای قتل‌عام، تجاوز بر زنان مسلمان، آتش‌زدن و سربریدن مسلمانان در میانمار استند.

ندیم پارسینا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *