ناکامورا؛ «انسانیت» برای سرزمینی که قدرش را ندانست

یک هفته پیش خبری تکان دهنده برای کشوری که به این خبرها عادت دارد، رخداد، یک حمله مسلحانه در شهر جلال آباد صورت گرفت.

جلال آباد یکی از شهرهایی است که شاید بیشترین حادثات ناگوار در آن رخداده و روزها و ماه های اخیر، همه روزه شاهد یک حمله مسلحانه بوده است.

گفته شد که این حمله بر مسوولان یک شرکت خارجی بوده است؛ اما این شرکت با دیگر شرکت های متفاوت بود، رئیس آن یک شهروند جاپانی بود که از سوی رئیس جمهور تذکره افتخاری افغانستان را دریافت کرده بود.

هرچند که در ابتدا گزارش شد که این شهروند جاپانی به نام «داکتر تتسو ناکامورا» (کاکا مراد)، زخمی شده است؛ اما بعد به دلیل شدت جراحت در شفاخانه مرکزی جلال آباد جان باخت.

تتسو ناکامورا ۷۳ ساله، داکتری از کشور جاپان که بخش عمده زندگی و حرفه خود را در افغانستان سپری کرد و رئیس موسسه خیریه (پی ‌ام ‌اس) در افغانستان بود.

او پس از تحصیل در رشته داکتری در سال ۱۹۸۴ به پاکستان رفت تا به درمان بیماران جذامی در آنجا بپردازد. دو سال پس از آن به افغانستان آمد و در یکی از روستاهای دوردست یک کلینیک و نهاد غیردولتی «خدمات درمانی صلح جاپان» (پی‌ ام ‌اس) ایجاد کرد.

ناکامورا چندین پروژه آبیاری را در ولایت‌ های ننگرهار و کنر با شیوه خاص خودش طراحی و عملی کرد که در نتیجه آن صدها هزار نفر از فقر نجات یافتند.

به پاس همین خدمات انسانی، شهروندان ننگرهار و کنر لقب «کاکا مراد» را به داکتر ناکامورا دادند.

وی در مدت حضورش در افغانستان به شکل کاملا عادی و مردمی در خدمت مردم تا برایشان زمینه اشتغال و زندگی را فراهم کند و در همین راستا، کارهای فوق العاده ای نیز انجام داد.

کاکا مراد برای شمار زیادی از باشندگان ننگرهار و کنر زمینه کار فراهم کرد.

او به معنی واقعی انسانیت را به مردم سرزمینی آموخت که قدر اینگونه افراد را کمتر می دانند و دشمنان آنها نیز از هر لحظه ای سوءاستفاده می کنند تا مانع آنها شوند.

«انسانیت» برای ناکامورا یک موضوع عادی بود؛ چون بهترین شرایط زندگی در کشوری آرام به نام جاپان را رها کرده و در مهد ناامنی و جرایم جنایی به کار و انسانیت پرداخت.

بعد از ترور ناکامورا، واکنش های زیادی از سوی مردم عادی و مقام های دولتی صورت گرفت و همه «کاکا مراد» را فردی دلسوز عنوان کردند و حتی پیکر بی جانش از سوی رئیس جمهور حمل شده و در مراسم ویژه ای به جاپان انتقال داده شد.

اما برای کودکان آقای «مندوزی»، محافظ و همکار نزدیک وی هیچ اقدامی صورت نگرفت، تصاویر نشر شده از این کودکان بر سر خاک پدرشان تکان دهنده است.

ناکامورا برای انسانیت جانش را از دست داد؛ اما شاید به شعارها و واکنش های صفحات اجتماعی دلخوش شده باشد و «انسانیت» دیگر نادیده گرفته شود و خانواده های دیگر قربانیان حمله بر ناکامورا به شمول خانواده مندوزی از این اصل بی بهره بمانند.

خانواده ناکامورا در بهترین کشور زندگی می کنند و دولت آنها توانایی حمایت از آنها را دارد؛ اما در کشوری که انسانیت کمتر وجود دارد، بازمانده گان قربانیان دیگر چه خواهد شد؟

«انسانیت» در کجای سرزمینی است که روزانه شماری از کودکان یتیم شده و شماری از زنان و مردان نیز بیوه می شوند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *