نان مردم کندز با «طعم خون»

۱۷ میزان ۱۳۹۵

از سال گذشته و همزمان با یکسالگی حکومت وحدت ملی که شهر کندز به دست طالبان مسلح سقوط کرد دیگر این شهر و ولسوالی های اطراف آن روی آرامی و امنیت را ندید.

مردم کندز از سال گذشته و بعد از اینکه وعده های رئیس جمهور در جریان سفر وی به کندز بعد از بازپس گیری این شهر؛ عملی نشد، دیگر انتظاری از حکومت نداشتند.

مردم کندز بعد وعده های رئیس جمهور و رفتن والی جدید و موجود بودن تهدید بدتر از سال گذشته، دیگر روز خوش ندیده و هر روز با ترس و وحشت زنده گی کردند تا این که هفت روز پیش، شهر کندز بازهم به تصرف طالبان مسلح در آمد.

جنگ و عملیات سال گذشته برای بازپس گیری شهر کندز، 14 روز به طول انجامید و تصرف فعلی نیز نیمی از مدت سال گذشته را سپری شده می بیند و هنوز هم آرامی به این شهر بازنگشته است.

سال گذشته نیز شمار زیادی از شهریان کندز به دلیل ناامنی، جنگ و خشونت، خانه و کاشانه خود را رها کرده و به ولایت های دیگر مهاجر شدند؛ این رویکرد امسال نیز به پیمانه بیشتر دیده می شود.

مردم کندز کم مشکلات دارند که در جریان سفر تاج محمد جاهد، وزیر امور داخله به این شهر، اسدالله عمرخیل، والی کندز به راحتی و گویا خون و زنده گی مردم هیچ ارزشی ندارد، می گوید :«مردم اگر در صندوق آهنی هم باشند، مرگشان فرا می رسد و به گلوله و تانک بستگی ندارد.»

کاش والی کندز به خود جرات می داد و برای یک شب در منزلی حضور می یافت که مردم در آن منازل زنده گی می کنند و در آن منازل هر لحظه بوی خون، دود و باروت می دهد و می فهمید که مرگ در کجاست، صندوق آهنی و یا هم تعمیری که به صورت کامل امنیت آن تامین است (تعمیر ولایت)؟

والی کندز همچنین گفته است که وظیفه وی «خدمت به مردم» است؛ اما معلوم نیست در این شرایط که شهریان کندز به شمول کودکان، زنان، دختران، بزرگسالان و جوانان کشته می شوند و دسترخوانشان «خون آلود» است، چه وظیفه ای برای جناب والی باقی می ماند؟

این گفته های جناب والی، از دید مردم کندز نوعی مشروعیت بخشیدن به کشتار طالبان مسلح است و نیت اسدالله عمرخیل در مورد کشتار و فاجعه کندز را روشن می سازد.

سوالی که باید از جناب عمر خیل کرد این است :«درست که حیات مردم و بنده گان خدا به دست خود خداست؛ اما چرا از فاجعه سقوط این شهر جلوگیری نکردید و گذاشتید به راحتی کندز به دست طالبان مسلح بیافتد؟ چرا هیچ اقدامی برای جلوگیری از فاجعه بیشتر و بدتر نمی کنید و چرا موفق نیستید که آرامش را به مردم هدیه بدهید؟»

از سوی دیگر، فاجعه ای که در کندز جریان دارد و کودکان به گناه نکرده (که تولدشان است) کشته می شوند، دسترخوان هایی که پرخون می شود، نانی که با خون آغشته می شود، به نیروهای امریکایی حاضر در افغانستان نیز برمی گردد.

چرا این نیروها هیچ اقدام مناسبی برای حفظ کندز نکردند و چرا جامعه جهانی با این فاجعه ای که در کندز در حال رخ دادن است، رهبران حکومت را در بروکسل تحت فشار نگذاشتند و بدون هیچ سوالی، پول هنگفت دیگری به عنوان کمک اختصاص داد؟

رهبران حکومت وحدت ملی هم با توجه به اینکه هر روز کودکان، جوانان، دختران، زنان و مردان در ولایت های کشور جان می بازند و یا در جنگ و یا هم توسط طالبان مسلح کشته می شوند، به راحتی در رسانه ها و در ملاعام ادعا می کنند :«فلان شهر تحت مدیریت است.»

14625480_1189708171087478_1030666255_n

آیا کشته شدن شهروندان بیگانه کشور، نوعی مدیریت تازه است که در جهان ایجاد شده و یا اینکه قرار است مدیریت ها در افغانستان به عنوان یک اثر تازه ثبت کتاب «گنیس» شود؟

این در حالی است که 350 هزار نیروی امنیتی افغانستان و 13 هزار نیروی امنیتی خارجی با مصارف هنگفت در کشور حضور دارند؛ اما طالبان مسلح به راحتی می توانند بخش هایی از کشور را به تصرف درآورده و هر خشونت و وحشتی که بخواهند انجام دهند.

این امر می رساند که یا نیروهای امنیتی با عدم هماهنگی و آرامش خاطر در میدان های نبرد حضور دارند، یا اینکه نیروهای خارجی بدون در نظر داشت خواست های حکومت در کشور فعالیت دارند و اهداف خود را پیش می برند و یا اینکه طالبان مسلح برنامه های مشخصی دارند و با نفوذ در بدنه حکومت به راحتی قدرتنمایی می کنند.

14642788_1189708191087476_947142253_n

از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که استخبارات پاکستان نیز به دنبال آرامی در کشور نیست و بنابر تفاوتی که بین گروه های تروریست دارد، خوب های این گروه ها را به افغانستان فرستاده و شماری از افراد آن جنگ در شماری از مناطق از جمله کندز را نیز رهبری می کنند.

باید گفت که عدم هماهنگی و همکاری جدی نیروهای خارجی با نیروهای امنیتی افغانستان برای نیل به اهداف شخصی آنها با نیروهای امنیتی افغانستان و در عین حال، نفوذ و هدف خاص «آی اس آی» در جنگ افغانستان، عواملی هستند که کودکان، زنان، دختران و مردان کندز و دیگر ولایت های کشور به شکل بی رحمانه ای جان می دهند.

هم اکنون جوی های شهر کندز از اجساد مردم این شهر پر شده و شهریان آن نیز با مشکلات عمده مواد اولیه زنده گی روبرو هستند و هر لحظه گوششان را صدای شلیک گلوله نوازش می شود.

سوال بی پاسخ نیز این است که به چه علتی کودکان بیگناه کندزی باید کشته شوند و چه کسی به این سوال باید پاسخ بدهد؟

اسدالله عمرخیل

خون

دود و باروت

سقوط

کندز

کودکان


دید گاه خود را بنویسید آدرس ایمیل و شماره در دید گاه نشر نخواهد شد

نام

ایمیل

دیدگاه


برای گزاشتن تصویر خودتان به سایت Gravatar مراجعه کنید.