موضوع پی ام دی یا ادعاها در مورد گذشته، آزمون بزرگ آمریکا در مذاکرات

5 جولای 2015

Captureتهیه کننده :دکتر محمد حسن دریایی پژوهشگر ارشد موضوعات خلع سلاح و امنیت بین الملل

۱- مقدمه:

در مورد موضوع جنبه های نظامی پرونده هسته ای ایران یا همان PMD هم در ایران و هم در آمریکا درک قرین به واقعیتی وجود ندارد. تبلیغات آمریکائیها روی این موضوع در سالهای گذشته به حدی بوده است که مانند حکایت ملانصرالدین که به دروغ اعلام داشت در منزل همسایه نذری می دهند و بعد از اینکه مردم جلوی در منزل همسایه صف کشیدند خودشان هم فراموش کردند که از اساس این موضوع دروغ بوده است ولذا کاسه ای دست گرفته و در انتهای صف ایستاده اند. اما داخل ایران هم به قدری در مورد این موضوع داستانسرائی شده است که عده ای نگرانند که فعلا موقع نذری نیست همسایه باید مراقب باشد کی نذری بدهد به چه کسی بدهد چه طور نذری بدهد. غافل از اینکه نذری در کار نیست و این پرونده برای هدف خاصی یک زمان ایجاد شد و بعد هم به آن دامن زده شد.

بهترین گواه در خصوص این موضوع صحبتهای اخیر وزیر خارجه آمریکا ، آقای جان کری است. ایشان به صراحت اعتراف کرد که حقایق در مورد پرونده ابعاد نظامی فعالیتهای هسته ای ایران دچار انحراف شده است. لذا اگر اجازه دهید از همین جا شروع کنیم و بررسی کنیم که ماهیت واقعی این پرونده چیست؟

۲- ماهیت پرونده موضوعات مربوط به PMD

پرونده موضوعات مربوط به PMD پرونده ای است که عمدتا استخراج شده از یک کامپیوتر خیالی تحت عنوان مطالعات ادعائی است که بعدا به آن خیالات و تصورات واهی و داستانسرائی های سیستم های جاسوسی هم افزوده شد. در گیر کردن آژانس هم که دنبال این ماجراها است و جمع آوری اطلاعات بعدی به پیچیدگی موضوع افزود. بحث پ ام دي ادعاي كشورهاي غربي در انجام برنامه نظامي هسته اي به قصد توليد و توسعه سلاح هسته اي ميباشد كه ريشه تاريخي آن به سالهاي قبل از سال هشتاد و دو شمسي و دو هزار و سه ميلادي بر ميگردد. سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و كشورهاي غربي همواره در سالهاي اخير ايران را متهم نموده اند كه طي سالهاي قبل از دو هزار و سه بخش نظامي ايران تحت هدايت برخي از فرماندهان خاص كشور درگيري پروژه مخفي گسترده اي براي توليد سلاح هسته اي بوده است. براي آنكه آن كشورها ادعاي نادرست خود را نيز اثبات نمايند ملغمه اي از اطلاعات مستند به سرويسهاي جاسوسي خود را به آژانس ارائه نموده اند كه ايران همه آنها را ساختگي ميداند. لازم به توضيح نيست كه همان سالها، سالهايي است كه دولت جنگ طلب آمريكا بدنبال زمينه سازي جهت دخالت در كشورهاي منطقه بود كه حمله به عراق نيز دقيقا با همين بهانه تلاش عراق براي دستيابي به سلاح هاي كشتار جمعي صورت گرفت. بنابر این جوهره اصلی ماجرا این است که محتویات این پرونده در مقطعی برای اعمال فشار به جمهوری اسلامی ایران توسط سرویس های جاسوسی غرب استخراج و به آژانس ارائه شد. هدف از این پرونده این بود که نشان داده شود که فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران صلح آمیز نیست تا از این طریق اعمال فشار شدیدی علیه جمهوری اسلامی صورت گیرد و با ایجاد اجماع جهانی از طریق امنیتی کردن پرونده هسته ای ایران و بزرگنمائی در مورد خطر ان نسخه مورد نظر را برای ایران پیاده نمایند.

آمريكا و متحدين نظامي آنها در ناتو در قالب يك همكاري سازماندهي شده توسط سرويس هاي اطلاعاتي سيا و موساد و با سوء استفاده كامل از سازمان منافقين، به اين ترتيب پروژه اي را براي متهم ساختن ايران به دستيابي به سلاح هسته اي آغاز نمودند و در اين قالب هزاران صفحه سند كتبي و عكس و تصوير ساخته و پرداخته نموده و به مرور زمان آنها رابه آژانس ارسال نمودند. موضوع پرونده ابعاد نظامی با سه محور عمده معروف به پروژه نمک سبز، مربوط به تبدیل دی اکسید اورانیوم (UO2) به هگزا فلورایداورانیوم (UF4)، آزمون مربوط به چاشنی انفجاری و سوم طراحی یک چیزی شبیه کلاهک هسته ای برای موشک شهاب ۳ می باشد. اما بعدا در پرونده آژانس محورهای دیگری به آن افزوده شد. که در قالب چهار محور ۱- درگیر شدن افراد نظامی برای خرید کالاهای با کاربرد دوگانه ۲- تلاشها برای اقدامات غیر اعلام شده در زمینه تولید مواد هسته ای ۳- دستیابی به اسناد مربوط به تولید سلاح هسته ای از یک شبکه غیر قانونی۴- کار روی طراحی یک سلاح هسته ای بومی از جمله آزمایش اجزای آن می باشد. در پرونده منتشر شده از سوی آژانس اعلام شده است که طی پروژه AMAD بخش هائی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی درگیر برنامه های مخفی پرونده هسته ای ایران بودند پس نهایتا برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران دارای ابعاد نظامی می باشد. این در حالی است که خود آمریکائی ها و آژانس نیز در بخش دیگری از این داستان پردازی بعدا اعلام کردند که این باصطلاح برنامه نظامی ، طی یک دستورالعمل اجرائی از مقامات بالا در سال ۲۰۰۳ متوقف شده است و آیت الله خامنه ای رهبری معظم ایران در این زمینه نقش مهمی داشته اند.

با وجود اینکه ایران همواره این ادعاها را رد کرده است و گفته است که این موارد غیر واقعی است با هدف طراحی یک مدالیته برای حل و فصل سریع پرونده هسته ای خود به عنوان نشان دادن حسن نیت خود برای کذب بودن این موضوعات، در ماه اگوست سال ۲۰۰۷، ایران موافقت کرد که در قالب یک مدالیته رسیدگی به سوالات در مورد فعالیت های PMD را بررسی کند و با آژانس ملاقات هائی دراین زمینه انجام داد. اما بحث در نهایت در سپتامبر ۲۰۰۸ متوقف شد. آژانس به اظهارات مفصل و فنی و دقیق ایران مبنی بر اینکه آزمایشهای ایران روی چاشنیهای انفجاری EBWs برای اهداف نظامی متعارف بوده است هیچ توجهی نکرد و روی ادعاهای بی اساس خود تاکید کرد به همین دلیل موضوع گفتگوها با شکست روبرو شد. جالب اینجا است این برنامه هائی که غربیها معتقدند ایران آنها را پنهانی با هدف نظامی انجام داده است همگی به نوعی تحت عنوان مقالات در کنفرانسهای بین المللی داخلی و خارجی ارائه شده است و یا به عنوان یک تز دانشگاهی ارائه شده اند. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۸ ایران مقاله ای از داریوش رضائی نژاد و مجتبی داداش نژاد ارائه کرد که نشان دهنده کارهای علمی در مورد چاشنیهای انفجاری بوده است که در یک کنفرانس مهندسی الکترونیک ارائه شده است و هدف آن مصارف متعارف بوده است. اما متاسفانه سه سال بعد از ارائه این مقاله به آژانس، داریوش رضائی نژاد در سال ۲۰۱۱ درب منزلش به شهادت رسید.

۳- پرونده مریلن شاهدی معتبر در زمینه PMD

شواهد منشر شده اخیر که منجر به دادگاهی شدن و محکوم شدن تعدادی از افسران رده بالای اطلاعاتی آمریکا احضار خانم رایس و بسیاری مقامات پیشین آمریکا به دادگاه شد کاملا گویای این ماجرا است که آمریکائیها در دوران نئو محافظه کاران، همواره دنبال این بودند که به نوعی برای ایران پرونده سازی کنند تا زمینه حمله به ایران را فراهم آورند. عملیات مریلن که اخیرا توسط جیمز رایزن خبرنگار نیویورک تایمز فاش شد و در کتاب اسرار تاریخ آن منعکس شده است، بهترین شاهد بر این ماجرای پیچیده است. در این کتاب پرده از یک عملیات پیچیده اطلاعاتی آمریکا برداشته می شود که در سال ۲۰۰۰ با استخدام یک دانشمند روسی، نقشه تهیه بمب هسته ای را به ایران برساند. آنها در این عملیات پیچیده بارها تلاش می کنند که با یکی از مقامات و یا دانشمندان ایرانی تماس فیزیکی برقرار سازند اما ایرانیها که هرگز دنبال این موارد نبودند با فرد مورد نظر ملاقات نمی کنند و از ایشان فاصله می گیرند. نهایتا در کمال استیصال سازمان جاسوسی آمریکا از فرد مورد نظر می خواهد که این نقشه ها را در جعبه پست نمایندگی ایران در وین بیاندازد!! موضوعی که الان رسوائی بزرگ سیستم اطلاعاتی آمریکا در آن دوران است و همه تعهدات و شعارهای عدم اشاعه ای آمریکا را زیر سوال برده است که چگونه برای مدرک سازی آسمان و زمین را به هم می دوزد تا نقشه سلاح هسته ای را به دست کشور ایران برساند و در این زمینه موفق نمی شود.

اما به هرحال طرح این موضوع و دقت به موضوع پرونده مریلن از این نظر اهمیت دارد که بدانیم مدارکی که بعد از بازشدن پرونده هسته ای ایران به آژانس داده است از چه قماشی بوده است و در چه چارچوبی و با چه ذهنیتی طراحی شده است. این موضوع را که بدانیم درک دلایل اظهار نظر آقای کری وزیر خارجه آمریکا در مورد وارونگی حقایق در مورد پی ام دی برایمان قابل درکتر است چون ایشان با آگاهی از ابعاد موضوع به صراحت اعتراف می کند که در مورد موضوع ابعاد نظامی پرونده هسته ای حقایق تحریف شده است.

آژانس و پرونده PMD

به هرحال در سال ۲۰۰۲ پرونده هسته ای ایران و ابعاد آماده سازی برای شروع غنی سازی صلح آمیز ایران روشن شد. بعد از بازشدن پرونده هسته ای ایران نئومحافظه کران آمریکا بهترین فرصت را پیدا کردند تا از این طریق نقشه های قبلی خود را برای جمهوری اسلامی ایران عملی سازند. اما نتیجه بازرسیهای اولیه آژانس از ایران و جمعبندی آژانس بین المللی مبنی بر اینکه« تاکنون هیچ شاهدی مبنی بر انحراف برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران به سمت اهداف نظامی مشاهده نکرده است»، به شدت آمریکا را عصبانی کرد. چون اگر موضوع به همین روال پیش می رفت قصورهای پادمانی ایران هم مانند قصورهای کره جنوبی ظرف یک یا دو جلسه آژانس اصلاح می شد و پرونده ایران به حالت فنی و حقوقی خود ادامه می داد و نقشه ها عملی نمی شد. این عصبانیت در صحبتها و پرخاشهای سفیر آمریکا در آژانس نسبت به البرداعی مدیرکل وقت آژانس که شخصا شاهد آن بوده ام کاملا مشهود بود. این اعمال فشار به مدیرکل وقت آژانس به حدی بود که وی مجبور شد گزارش شفاهی خود در سال ۲۰۰۳ را تا حدودی تعدیل کند و بیان دارد که« هیچ دلیل مستندی مبنی بر انحراف برنامه های هسته ای ایران به مقاصد نظامی نیافته است». و به همین ترتیب سالها فشار آمریکا به آژانس و البرداعی ادامه یافت.

آمریکا به دنبال این بود که با ارائه یک سری مستندات که آمیخته به داستانسرائیهای جاسوسی بود اعلام دارد که فعالیت هسته ای ایران ابعاد نظامی هم دارد و از این طریق بتواند ضمن امنیتی کردن پرونده هسته ای ایران، حمایت سایر کشورها را در مبارزه با ایران جلب نماید. هدف اصلی آمریکا این بود که از این بلوای ایجاد شده حداکثر بهره برداری را به عمل آورد تا اولا حداکثر ضربه را به نظام جمهوری اسلامی ایران وارد کند و ثانیا ریشه همه فعالیتهای هسته ای ایرانی را بخشکاند.

البرداعی هرگز تن به اعمال فشار آمریکا برای انتشار این اسناد نداد و سندیت آنها را به شدت زیر سوال برد. اما تحت فشار شدید آمریکا ئیها اعلام داشت که محتوای موضوعات را با ایران طرح می کند تا ببیند ایران می تواند پاسخی در این زمینه بدهد یا خیر ؟ این موضوعات با ایران مطرح شد و اکثر قریب به اتفاق این اسناد از طریق ایران ساختگی و جعلی اعلام شد. اما روی کارآمدن آمانو که با حمایت بی چون و چرای امریکا به مدیرکلی آژانس رسیده بود سبب شد که موضوع PMD در گزارشات آژانس درج و منتشر شود . برای آگاهی بیشتر در این خصوص به اسناد ویکی لیکس رجوع شود که نشان دهند قول و قرارهای آمریکا و آمانو است. بدين ترتيب با تكميل ساختن اين پروژه، در سال دو هزار و يازده يعني همزمان با اوج گرفتن خصومت عليه كشورمان با وضع شديد ترين تحريمهاي يكجانبه و چند جانبه، با فشارهاي سياسي كشورهاي غربي، آژانس بين المللي انرژي اتمي به ارائه يك دادخواست سياسي عليه ايران پرداخت كه در ذيل دوازده بخش اتهامات اين كشورها عليه ايران را منظم و طبقه بندي نمود. اين كيفرخواست سياسي كه اتهامات گسترده اي را عليه ايران مطرح مي نمود در پي اثبات اين ادعا بود كه ادعاي تلاش ايران به دستيابي به سلاح هسته اي را اولا مستند نمايد و بعد آنكه آنرا با انتشار آن به صورت گزارش مدير كل آژانس رسميت بدهد.

موضوع بازرسی از تاسیسات نظامی و بازی در زمین آمریکا

اما ريشه بحث بازرسي از تاسيسات نظامي و مصاحبه با دانشمندان هسته اي که در داخل ایران مرتب مطرح می شود از كجاست؟ و چرا این موضوع که توسط آمریکا طراحی شده است مرتب تکرار می شود؟ پاسخ این سوال را به هرحال باید بیش از گذشته در مورد این پرونده پیچیده اطلاع رسانی کرد تا مبادا در شناخت و تحلیل آن دچار اشتباه شویم.

راه حل موضوع PMD چیست؟

سوال مهم این است که آیا موضوع ابعاد نظامی پرونده هسته ای ایران موضوعی است که در قالب آژانس قابل حل است؟ آیا باید اجازه داد که هر روز به قطر این پرونده واهی افزوده شود یا بایدآن را حل کرد. برای این کار راه حل چیست؟ در پاسخ باید گفت که این موضوع به هیچ وجه راه حل فنی و یا حقوقی در قالب آژانس ندارد و تجربیات قبلی کشورمان در تعامل با آژانس در قالب مدالیته گواه این موضوع است. چون این موضوع اساسا هیچ ارتباطی با پادمان و یا پروتکل الحاقی ندارد. شش موضوع مورد بررسی قرار گرفت و بعد از کلی رفت و آمد نهایتا از پاسخهای ارائه شده تنها روی یک موضوع فرعی مجددا ۱۲ سوال دیگر از سوی آژانس ارائه شد.

به نظر می رسد که برای حل این موضوع دو مسیر قابل تصور است اول اینکه می توان این موضوع را از میز مذاکرات برداشت که در آن صورت به یک پاشنه آشیل برای تعاملات بعدی در اجرا و یا رسیدن به توافق جامع تبدیل می شود و دوم اینکه باید آنرا در قالب فصل نوینی از تعاملات سیاسی در قالب مذاکرات به روش سیاسی حل وفصل کرد. به نظر می رسد راه حل دوم ارزش آزمایش را دارد. اما برای این کار باید ملزوماتی فراهم شود.

پرونده ابعاد احتمالی نظامی فعالیتهای هسته ای ایران یک موضوع سیاسی و مخدوش است که طراحی امنیتی پشت آن بوده است بنابر این موضوعی پیچیده و مخرب است و شاید بتوان آنرا شبیه یک ویروس دانست که تعامل ایران و غرب و گفتگوها و مذاکرات را آلوده کرده است. آمریکا به عنوان طراح این ویروس نقش کلیدی در مهار این ویروس ایفا می کند چون ویروس ساخته دست سیستم جاسوسی امریکا است. برخی اظهار نظرهای اخیر مقامات آمریکا ازجمله جان کری نشاندهنده آن است که عزم سیاسی برای مهار این ویروس در حال شکل گیری است. اما برای تبدیل این عزم سیاسی به عمل، آمریکا باید با قاطعیت وارد میدان شده و خود را از حصار اتهامات واهی علیه گذشته هسته ای ایران رها کند. اگر آمریکا در ایجاد یک فصل نوین در رابطه با ایران صادق است نباید بیش از این اجازه دهد که سیاست خارجی امریکا اسیر گذشته باقی بماند.

حل و فصل پرونده اتهامی علیه ایران، بزرگترین آزمون آمریکا دراین زمینه است. ماهیت مخرب این پرونده در مذاکرات به حدی برای همه روشن است که دشمنان توافق با ایران در امریکا و لابیهای فشار در این کشور به راحتی از آن سوء استفاده می کنند تا مذاکرات را دچار مشکل نمایند. آنها به صورت هدفمندی دارند این موضوع را به یک موضوع حیثیتی برای آمریکا تبدیل می نمایند. به نحوی که حتی یک اظهار نظر مثبت کری را برنمی تابند و آنرا عقب نشینی امریکا جلوه می دهند. چون می دانند تغییر رهیافت امریکا در این زمینه نشاندهنده صداقت آمریکا در مذاکرات با ایران و شروع فصل نوینی در تعامل با ایران است.

سوالاتی که باید آمریکائیها به صراحت به آن پاسخ دهند این است که هدف آمریکا از ادامه کنکاش در مورد این پرونده غیر واقعی چیست؟ با این پرونده دنبال چه چیزی است؟ آیا تاریخ مصرف این پرونده تمام نشده است؟ آیا به غلط و در یک فرآیند غیر قانونی سالها ایران را تحت مجازات قرار نداده اید؟ فرض محال که ثابت شود ایران درگیر مقاصد نظامی بوده است مگر مجازات انحراف به مقاصد نظامی غیر از ارجاع موضوع به شورای امنیت است؟ مگر در شرایط فعلی شورای امنیت از همه توان خود علیه ایران استفاده نمی کند؟ آیا ایران به خاطر برنامه صلح آمیز خود چندین برابر بهای ساخت یک بمب را نداده است؟ میزان مجازاتهای اعمالی شما در فصل ۷ علیه پاکستان و هند بعد از ازمایش هسته ای چقدر بوده است؟ هدف شما اسارت در بررسی اتهامات واهی در مورد ایران قبل از سال ۲۰۰۳ است و یا اینکه نگاه شما به آینده است؟

هيچ ترديدي در اينكه حل و فصل اتهامات ساختگي عليه ايران فقط در يك تفاهم سياسي ممكن است، وجود ندارد، وگرنه بحث و بررسي فنی و حقوقی اين موضوع در آژانس هر چقدر هم كه طول بكشد نميتواند به رفع اين اتهامات كمكي نمايد. برخی از طرفهاي مذاكرات هسته اي ايران نيز با درك همين اصل، در جريان مذاكرات پيشنهاد نمودند كه ايران و ١+٥ راه حلي براي اين موضوع بيابند، چون آنها هم انگيزه داشتند كه همزمان با حصول تفاهم جامع هسته اي با ايران، موضوع اتهام تلاش براي دستيابي به سلاح هسته اي را نيز حل و فصل نمايند. بر اين اساس پيشنهاد نمودند كه ايران با اتخاذ برخي اقدامات مشخص، امكان حل و فصل نهايي موضوع و بستن پرونده را فراهم نمايد. منظور آنها اين بود كه ايران به انجام برخي اقدامات مشخص كه ايران و اعضاي ١+٥ با توافق مشترك در مذاكرات آنهارا مشخص مي نمودند، مبادرت نماید و بعد بدون آنكه پيگيري ديگري از سوي آنها صورت بگيرد، پرونده اين موضوع براي هميشه در آژانس بسته شود. ايران اعلام كرد كه با آنكه ايران مبناي موضوع اين پرونده را ساختگي ميداند ولي براي كمك به حل موضوعي كه چندين سال است كه بين ايران و آژانس موضوع مناقشه است، از نظر روش كار اين هدف را قابل بررسی ميداند اما توافق در خصوص آن به اين امر بستگي دارد كه اقداماتي كه از ايران انتظار ميرود چه اقداماتي باشد. آنها قول دادند كه اين موضوع را با توجه به حساسيت ويژه آن در سطح كشورهاي ١+٥ بحث و هماهنگ نموده و در موقع مقتضي نظر نهايي خود را به ايران اطلاع دهند. در دوره ماقبل صدور بيانيه مطبوعاتي در لوزان، كشورهاي ١+٥ طرحي را به ايران ارائه نمودند كه شامل بازرسي از چند نقطه محدود از جمله دو تاسيسات نظامي و انجام مصاحبه با تعدادي از مقامات نظامي و متخصصين هسته اي بود كه اسامي آنها به انواع مختلف به صورت مستقيم و غير مستقيم در گزارش آژانس مطرح شده بود. آنها مطرح نمودند كه در صورت اعطاي دسترسي به اين محلها و امكان فراهم نمودن مصاحبه آژانس با اين افراد از نظر آنها پيگيري بحث اتهامات گذشته عليه ايران پايان مي يابد.

بنا به گفته اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای به محض طرح اين پيشنهاد، ايران با شديدترين وجه ممكن اين پيشنهاد را توهين آميز دانسته و آنرا را رد نمود و اعلام كرد كه حتي حاضر به دريافت رسمي آن نيز نيست. در عين حال كشورهاي ١+٥ از نمايندگان ايران درخواست نمودند كه عليرغم مخالفت صريح خود، نظر ١+٥ را به مقامات ايران ارائه نمايند. تيم مذاكره كننده هسته اي اعلام می دارد كه با درك كامل از موضع مخالفت نظام و رهبري، همين موضع را حدود سه ماه پيش از اعلام علنی آن توسط مقام معظم رهبری، بمحض دريافت پيشنهاد به طرف مقابل اعلام نموده بود و اين موضوع را يكي ديگر از برگه هاي افتخار آميز خود می داند كه طرف مقابل مذاكرات، نيز براي چندمين بار برايش ثابت شده است كه موضعي كه اعضاي تيم مذاكراتي به طرف مقابل اعلام مي نمايند، برگرفته از برداشتهاي شخصي آنها نيست بلكه منبعث از درك عميق آنان نسبت به مواضع اصولي نظام و رهبري معظم آن ميباشد.

اما سوال دیگر در مورد نحوه موضع گیری ایران در خصوص این موضوع است؟ آیا اگر آمریکا و دول غربی با عزم کامل وارد میدان شدند و خواستند موضوع طی یک فرآیند سیاسی مرض الطرفین جمع گردد، ایران نباید از آن استقبال نماید؟ به نظر می رسد که موضع گیری تیم مذاکراتی تاکنون در همین راستا بوده است و تلاش نموده است که با حفظ شان، احترام و کرامت ایران در این خصوص، به یک راه حل سیاسی مبتنی بر منافع ملی دست یابد.

آیا نباید از کسانی که در این زمینه قلم می زنند انتظار داشت که موضوع PMD را به ناحق با موضوع پروتکل الحاقی ترکیب ننمایند. چون این موضوع هیچ ربطی به موضوع مقررات مربوط به بازرسی و دسترسی در پروتکل الحاقی ندارد؟

آیا از همگان نباید انتظار داشت که با درك شرايط خطير كشور و در سال همدلي بين دولت و ملت، دست به دست هم دهند و ضمن دفاع از اصول و حقوق اساسي كشور، به مسؤولين كشور ياري برسانند تا در اين برهه حساس مذاكرات هسته اي را تحت هدايت مقامات عالي نظام جمهوري اسلامي بويژه مقام معظم رهبري كه با دقت و هوشياري بر جريان مذاكرات اشراف دارند، بطور موثري پيش ببرد تا انشاالله اگر توافقي بدست آيد، توافق ضامن حفظ حقوق اساسي ملت بزرگ ايران باشد.

PMD ،

ادعاها ،

ارتش ایران

امریکا،

ایران،

تبلیغات،

حقوق اساسي،

دکتر محمد حسن دریایی،

مذاکرات

هسته ای،


دید گاه خود را بنویسید آدرس ایمیل و شماره در دید گاه نشر نخواهد شد

Comment is not allowed