عاشقان در انتظار خورشید فروزان ولایت

عاشقان مهدی(عج) موعود یگانه منجی عالم بشریت در انتظار خورشید فروزان ولایت هستند و این روز (۱۵ شعبانیه) را در سراسر جهان اسلام به شکوه تجلیل می کند و افغانستان نیز از جمله کشور های است از این روز به صورت گسترده تجلیل می کند.

به گزارش خبرگزاری خاور میانه، به تعبیری که در روایات آمده، صاحب الزمان(ع)مانند خورشیدی است که از پشت ابر، نور هدایت بر دنیای تاریک دلان می تابد و بر مومنان وعده حکومت عدالت محوری را می دهد.

 دوازدهمین پیشوای شیعیان در شب جمعه نیمه شعبان سال۲۵۵ قمری در خانه امام حسن عسکری (ع) و بانو نرجس در شهر سامرا دیده به جهان گشود.

 مهدی موعود(ع) در مکتب امام حسن عسکری(ع) پرورش یافت، مردی که در عصر خویش بزرگوارترین، عابدترین، بردبارترین و محترم ترین افراد به شمار می رفت و دارای اندیشه بلند، زبانی گویا و پرجاذبه و برخوردار از اخلاق نیک بود.

 امام با مردم بسیار مهربان و نسبت به ضعیفان و افراد تهیدست بسیار بخشنده و در همه صفات پسندیده انسانی در حد کمال بود.

 مادر بزرگوار حضرت مهدی(عج) نیز بانویی شایسته به نام نرجس بود که به نام های دیگری همچون سوسن، صیقل، یا صقیل و ملیکه نیز نامیده شده است.

 او دختر یوشعا پسر قیصر روم و از نوادگان شمعون، یکی از حواریون مسیح (ع) بود که خدا، او را به صورت معجزه آسایی برای همسری امام یازدهم برگزید.

 بدلیل شرایط سیاسی و اجتماعی خاص دوران امامت پیشوای یازدهم شیعیان تا چند ساعت پیش از میلاد آن حضرت،نزدیکترین خویشان امام نیز خبر نداشتند که قرار است مولودی در خانه امام به دنیا بیاید خاصه اینکه هیچ اثری از حاملگی نیز در مادر آن بزرگوار دیده نمی شد.

 دشمنان اهل بیت(ع) و حاکمان ستم پیشه اموی و عباسی،بر اساس روایت هایی که از پیامبر اکرم(ص) به آنها رسیده بود، از دیرباز می دانستند که شخصی به نام

 مهدی از خاندان پیامبر و دودمان امامان معصوم برمی خیزد و کاخ های ستم را نابود می سازد.از همین رو،پیوسته در کمین بودند که چه زمانی، آخرین مولود از نسل امامان شیعه به دنیا خواهد آمد تا او را از بین ببرند.

 در چنین شرایطی، طبیعی است که میلاد آخرین حجت حق نمی تواند آشکارا متولد شود و بر مردم امامت کند.

 با توجه به موقعیت حضرت امام حسن عسکری(ع) روشن است که موضوع تعیین و انتخاب جانشین آن حضرت، یعنی آخرین امام از نسل پیامبر اکرم (ص) که بر اساس روایات تردید ناپذیر بنیاد ظلم و بیداد را برخواهد کند، از چه اهمیت و حساسیتی برخوردار است.

 اگر دشمنان اهل بیت(ع) کوچکترین رد پایی از فرزند امام حسن عسکری(ع) و جانشین ایشان به دست می آوردند، قطعا در پی نابودی آن حضرت برمی آمدند و اجازه نمی دادند سلسله امامت استمرار پیدا کند بنابراین چاره ای جز مخفی نگه داشتن موضوع تولد آخرین حجت حق نبود و این پنهانکاری تا حدی بود که تا لحظه تولد ایشان نزدیکترین خویشان حضرت عسکری(ع) نیز هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتند.

 پنهانکاری شدیدی که در تولد حضرت مهدی(ع) اعمال می شد اگرچه برای حفظ جان آن حضرت لازم بود، اما از سوی دیگر ممکن بود باعث سرگردانی شیعیان پس از درگذشت امام حسن عسکری(ع) شود، لذا امام یازدهم از همان لحظه تولد، یاران خاص خود را در جریان قرار داد و به آنها اطمینان بخشید که در موضوع جانشینی ایشان هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.

 اگرچه تا مدت کوتاهی پس از وفات ایشان، شیعیان دچار حیرت شده و در میان آنها اختلاف به وجود آمد، اما پس از آن، با تدابیر حضرت عسکری(ع)، همه کسانی که در پیروی از اهل بیت(ع) اخلاص داشتند و در قلبشان نفاقی وجود نداشت، آخرین حجت حق را شناختند و از طریق نواب خاص با ایشان ارتباط برقرار کردند.

 امام عسکری(ع) در زمینه آماده سازی شیعیان برای غیبت فرزندش امام مهدی موعود(عج) بسیار فعالیت می کرد و با وجود تاکید بر تولد حضرت مهدی(ع)، او را تنها به شیعیان خاص و بسیار نزدیک خود نشان می داد.

 از طرف دیگر، تماس مستقیم شیعیان با خود حضرت امام حسن عسکری(ع) نیز روز بروز محدودتر می شد، بطوری که حتی در خود شهر سامرا به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می داد و بدین ترتیب آنان را برای تحمل اوضاع و شرائط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام آماده می ساخت.

 تاریخ گواهی می دهد: پدر بزرگوار ایشان امام حسن عسکری(ع)، در جواب پرسش یکی از شیعیان، به امامت امام مهدی(ع) بعد از خود تصریح کرده اند.

 در این باره احمد بن تاج الدین استرآبادی در کتابآثار احمدی می نویسد: ابی الادیان از امام پرسید:امام و پیشوا و خلیفه و مقتدا بعد از شما که خواهد بود؟ امام فرمود: آن کسی که جواب نامه ای که برای من آوردی را بداند و از آنچه بر تو اتفاق افتاده باشد، آگاه باشد.

 ابی الادیان روایت کرده است: بعد از آمدن من، امام حسن عسکری(ع) بر جوار حضرت حق رفته بود و مردم، جعفر را که برادر آن حضرت و عم حضرت امام مهدی بود، تسلیت می گفتند من بر او وارد شدم ولی او جواب نامه ای از من نخواست در همان هنگام یکی آمد و گفت که مهدی(ع) تو را می طلبد،رفتم و سلام کردم و آنچه که پیشوای یازدهم فرموده بود تحقق یافت و فرزندش را رویت کردم.

 با همه این اوصاف عده ای از مخالفان شیعه با عنوان مدعیان دروغین مهدویت در پی این هستند که با طرح شبهاتی در اصل تولد امام عصر(ع) ایجاد تردید و چنین القا کنند که از نظر تاریخی نمی توان تولد آن حضرت را اثبات کرد، در حالی که اگر این به اصطلاح پژوهشگران تاریخی، خالی از هرگونه غرض سیاسی و تنها به انگیزه دستیابی به حقیقت به منابع و کتاب هایی که در سال های نزدیک به دوران غیبت صغری تالیف شده است، مراجعه می کردند؛ درمی یافتند که هیچ جای تردیدی در موضوع تولد امام دوازدهم وجود ندارد.

 مرحوم شیخ عباس قمی در باره خصوصیات پیشوای دوازدهم در کتابمنتهی الامالچنین نوشته است:همانا روایت شده که آن حضرت شبیه ترین مردم است به حضرت رسول(ص) در خلق و خلق و شمایل او شمایل آن حضرت است. آنچه جمع شده از روایات در شمایل آن حضرت، آن است که آن جناب ابیض است که سرخی به او آمیخته و گندمگون است که عارض شود آن را زردی از بیداری شب و پیشانی نازنینش فراخ و سفید و تابان است …

 نام و کنیه امام عصر(ع) همان نام و کنیه پیامبر اکرم(ص) است، برای امام زمان(عج)بیش از سیصد لقب ذکر شده که هریک بر بعد خاصی از شخصیت و ویژگی های اخلاقی و روحی آن حضرت دلالت دارد.از جمله مهدی، منصور، قائم، حجت الله،صاحب الامر،خلف صالح، بقیه الله،منتقم، موعود، خاتم الاوصیا، داعی، باسط، ثائر، صاحب الزمان، ولی الله، خلیفه الرحمان، برهان، سید و منتظر.

 مهدی یکی از مشهورترین نام های حضرت است. پیشوای پنجم شعیان در باره دلیل نامگذاری آن حضرت به این اسم، می فرمایند: قائم آل محمد(عج) را به این دلیل، مهدی می نامند که او، مردم را به آن دسته از اموری که برایشان پوشیده است، هدایت خواهد کرد. وی، تورات اصلی و دیگر کتاب های پیامبران پیشین را از مخفیگاه آنها، بیرون خواهد ساخت.

 قائم، یکی دیگر از القاب حضرت مهدی(عج) است، پیشوای هشتم شیعیان در تبیین دلیل این نامگذاری می فرمایند: حضرت صاحب الامر(عج) را قائم نامیده اند، چون او، به حق، قیام خواهد کرد.

 همچنین از امام جواد(ع) روایت شده است که حضرت مهدی(عج) را منتظر می نامند؛چون دوران غیبت برای وی، بسیار طولانی خواهد بود. مخلصان امت با وجود طولانی شدن این دوره ، ظهور او را انتظار خواهند کشید، ولی شک کنندگان، دچار تردید خواهند شد و او را انکار خواهند کرد. همچنین وجود مبارک امام زمان(عج) همواره در حال انتظار به سر می برند، تا اجازه قیام و ظهورشان از سوی خداوند متعال صادر شود. آنگاه ستم را از زمین بزدایند و آن را از عدل و داد پر سازند.

 دردسته ای از روایت ها و دعاها، امام عصر(عج) راحجت یا حجه الله نامیده اند.

در باره دلیل این نامگذاری، نظرهای گوناگونی بیان شده است. از جمله گفته اند: خداوند تبارک و تعالی به وسیله آن حضرت بر بندگانش، اتمام حجت می کند و به همه پرسش ها و شبهه های آنان پاسخ می دهد به گونه ای که در سرپیچی از حق، برای هیچکس، بهانه ای باقی نخواهد ماند.

 بقیه الله از دیگر لقب های امام زمان(عج) است، در باره نامیده شدن آن حضرت به این لقب،دیدگاه های گوناگون، مطرح شده است؛ برای مثال گفته اند: این تعبیر، واژه ای جامع و کامل است که شخصیت و عظمت آن حضرت را بیان می کند؛ زیرا آن حضرت، وارث آدم و یادگار کسی است که ملائکه بر او سجده کردند و همه موجودات در برابر او سر تسلیم فرود آوردند.

 همچنین گفته اند چون آن حضرت قیام کنند، به کعبه تکیه می دهند و نخستین آیه ای که به زبان جاری خواهند ساخت، این است: اگر مومن باشید، بقیه الله برای شما از هرچیز دیگر بهتر است.آنگاه خواهد فرمود: منم بقیه الله و حجت الهی و خلیفه او برای شما. از آن پس، هر کس که به ایشان سلام کند، از عبارتالسلام علیک یا بقیه الله فی ارضه استفاده می کند.

 حضرت مهدی(ع) پنج سال بیشتر نداشت که پدرش امام حسن عسکری(ع) درهشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ قمری به دست معتمد، خلیفه عباسی به شهادت رسید و امام عصر(ع) بر پیکر پدر بزرگوار خویش نماز خواند.

 با شهادت امام حسن عسکری (ع)، دوران امامت امام عصر(ع) آغاز شد. دوران امامت امام زمان(عج) به دو برهه زمانی دوران غیبت صغری و کبری تقسیم شد. دوران غیبت کوتاه مدت آن امام از سال ۲۶۰ قمری آغاز شد و تا سال ۳۲۹ قمری ادامه داشت که بدین ترتیب، بنا بر دیدگاه اول، طول این دوران ۶۹ سال به طول انجامید.

 در دوران غیبت صغری، حضرت ولی عصر(ع) از طریق کسانی که به آنها

نواب خاص گفته می شد، با مردم در ارتباط بود و به وسیله نامه هایی که به توقیع مشهور است، پرسش های شیعیان را پاسخ می گفت.

 چهار تن از بزرگان شیعه از جمله ابوعمرو عثمان بن سعید عمری، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی و ابوالحسن علی بن محمد سمری عهده دار مقام نیابت یا سفارت خاص امام عصر(ع) در دوران غیبت صغری بودند.

 از سال ۳۲۹ قمری به بعد، دوران دیگری از حیات امام عصر(ع) آغاز شد که از آن به غیبت کبری تعبیر کرده اند.

 در دوران غیبت کبری این نوع ارتباط قطع شده است و مردم برای دریافت پاسخ پرسش های دینی خود تنها می توانند به نواب عام امام عصر که همان فقیهان وارسته هستند، مراجعه کنند.

 این دوران همچنان ادامه دارد تا روزی که به خواست خدا، ابرهای غیبت به کناری رود و جهان از خورشید فروزان ولایت بهره مند شود.

 شیعیان معتقدند برای ادامه حیات انسانها بر روی زمین، وجود پیوسته حجت الهی در زمین ضروری است؛ زیرا ادامه حیات بشر بدون درک فیض مادی و معنوی خداوند میسر نیست.

 البته در زمان غیبت هم مردم بکلی از فیوضات آن حضرت بی بهره نیستند و به تعبیری که در روایات آمده همانند خورشیدی که پشت ابر باشد.

 از زمان غیبت کبری تاکنون افراد بی شماری هر چند بصورت ناشناس به زیارت ایشان مشرف شده و برای رفع گرفتاری مادی و معنوی از آن بزرگوار، بهره مند شده اند و اساسا حیات آن حضرت، عامل مهمی برای دلگرمی و امیدواری مردم است تا خود را اصلاح و آماده ظهور کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.