عاشقان در انتظار خورشيد فروزان ولايت

۲ سرطان ۱۳۹۲

عاشقان مهدي(عج) موعود يگانه منجي عالم بشريت در انتظار خورشيد فروزان ولايت هستند و این روز (15 شعبانیه) را در سراسر جهان اسلام به شکوه تجلیل می کند و افغانستان نیز از جمله کشور های است از این روز به صورت گسترده تجلیل می کند.

به گزارش خبرگزاری خاور میانه، به تعبيري كه در روايات آمده، صاحب الزمان(ع)مانند خورشيدي است كه از پشت ابر، نور هدايت بر دنياي تاريك دلان مي تابد و بر مومنان وعده حكومت عدالت محوري را مي دهد.

 دوازدهمين پيشواي شيعيان در شب جمعه نيمه شعبان سال۲۵۵ قمري در خانه امام حسن عسكري (ع) و بانو نرجس در شهر سامرا ديده به جهان گشود.

 مهدي موعود(ع) در مكتب امام حسن عسكري(ع) پرورش يافت، مردي كه در عصر خويش بزرگوارترين، عابدترين، بردبارترين و محترم ترين افراد به شمار مي رفت و داراي انديشه بلند، زباني گويا و پرجاذبه و برخوردار از اخلاق نيك بود.

 امام با مردم بسيار مهربان و نسبت به ضعيفان و افراد تهيدست بسيار بخشنده و در همه صفات پسنديده انساني در حد كمال بود.

 مادر بزرگوار حضرت مهدي(عج) نيز بانويي شايسته به نام نرجس بود كه به نام هاي ديگري همچون سوسن، صيقل، يا صقيل و مليكه نيز ناميده شده است.

 او دختر يوشعا پسر قيصر روم و از نوادگان شمعون، يكي از حواريون مسيح (ع) بود كه خدا، او را به صورت معجزه آسايي براي همسري امام يازدهم برگزيد.

 بدليل شرايط سياسي و اجتماعي خاص دوران امامت پيشواي يازدهم شيعيان تا چند ساعت پيش از ميلاد آن حضرت،نزديكترين خويشان امام نيز خبر نداشتند كه قرار است مولودي در خانه امام به دنيا بيايد خاصه اينكه هيچ اثري از حاملگي نيز در مادر آن بزرگوار ديده نمي شد.

 دشمنان اهل بيت(ع) و حاكمان ستم پيشه اموي و عباسي،بر اساس روايت هايي كه از پيامبر اكرم(ص) به آنها رسيده بود، از ديرباز مي دانستند كه شخصي به نام

 مهدي از خاندان پيامبر و دودمان امامان معصوم برمي خيزد و كاخ هاي ستم را نابود مي سازد.از همين رو،پيوسته در كمين بودند كه چه زماني، آخرين مولود از نسل امامان شيعه به دنيا خواهد آمد تا او را از بين ببرند.

 در چنين شرايطي، طبيعي است كه ميلاد آخرين حجت حق نمي تواند آشكارا متولد شود و بر مردم امامت كند.

 با توجه به موقعيت حضرت امام حسن عسكري(ع) روشن است كه موضوع تعيين و انتخاب جانشين آن حضرت، يعني آخرين امام از نسل پيامبر اكرم (ص) كه بر اساس روايات ترديد ناپذير بنياد ظلم و بيداد را برخواهد كند، از چه اهميت و حساسيتي برخوردار است.

 اگر دشمنان اهل بيت(ع) كوچكترين رد پايي از فرزند امام حسن عسكري(ع) و جانشين ايشان به دست مي آوردند، قطعا در پي نابودي آن حضرت برمي آمدند و اجازه نمي دادند سلسله امامت استمرار پيدا كند بنابراين چاره اي جز مخفي نگه داشتن موضوع تولد آخرين حجت حق نبود و اين پنهانكاري تا حدي بود كه تا لحظه تولد ايشان نزديكترين خويشان حضرت عسكري(ع) نيز هيچ اطلاعي از اين موضوع نداشتند.

 پنهانكاري شديدي كه در تولد حضرت مهدي(ع) اعمال مي شد اگرچه براي حفظ جان آن حضرت لازم بود، اما از سوي ديگر ممكن بود باعث سرگرداني شيعيان پس از درگذشت امام حسن عسكري(ع) شود، لذا امام يازدهم از همان لحظه تولد، ياران خاص خود را در جريان قرار داد و به آنها اطمينان بخشيد كه در موضوع جانشيني ايشان هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد.

 اگرچه تا مدت كوتاهي پس از وفات ايشان، شيعيان دچار حيرت شده و در ميان آنها اختلاف به وجود آمد، اما پس از آن، با تدابير حضرت عسكري(ع)، همه كساني كه در پيروي از اهل بيت(ع) اخلاص داشتند و در قلبشان نفاقي وجود نداشت، آخرين حجت حق را شناختند و از طريق نواب خاص با ايشان ارتباط برقرار كردند.

 امام عسكري(ع) در زمينه آماده سازي شيعيان براي غيبت فرزندش امام مهدي موعود(عج) بسيار فعاليت مي كرد و با وجود تاكيد بر تولد حضرت مهدي(ع)، او را تنها به شيعيان خاص و بسيار نزديك خود نشان مي داد.

 از طرف ديگر، تماس مستقيم شيعيان با خود حضرت امام حسن عسكري(ع) نيز روز بروز محدودتر مي شد، بطوري كه حتي در خود شهر سامرا به مراجعات و مسائل شيعيان از طريق نامه يا توسط نمايندگان خويش پاسخ مي داد و بدين ترتيب آنان را براي تحمل اوضاع و شرائط و تكاليف عصر غيبت و ارتباط غير مستقيم با امام آماده مي ساخت.

 تاريخ گواهي مي دهد: پدر بزرگوار ايشان امام حسن عسكري(ع)، در جواب پرسش يكي از شيعيان، به امامت امام مهدي(ع) بعد از خود تصريح كرده اند.

 در اين باره احمد بن تاج الدين استرآبادي در كتابآثار احمدي مي نويسد: ابي الاديان از امام پرسيد:امام و پيشوا و خليفه و مقتدا بعد از شما كه خواهد بود؟ امام فرمود: آن كسي كه جواب نامه اي كه براي من آوردي را بداند و از آنچه بر تو اتفاق افتاده باشد، آگاه باشد.

 ابي الاديان روايت كرده است: بعد از آمدن من، امام حسن عسكري(ع) بر جوار حضرت حق رفته بود و مردم، جعفر را كه برادر آن حضرت و عم حضرت امام مهدي بود، تسليت مي گفتند من بر او وارد شدم ولي او جواب نامه اي از من نخواست در همان هنگام يكي آمد و گفت كه مهدي(ع) تو را مي طلبد،رفتم و سلام كردم و آنچه كه پيشواي يازدهم فرموده بود تحقق يافت و فرزندش را رويت كردم.

 با همه اين اوصاف عده اي از مخالفان شيعه با عنوان مدعيان دروغين مهدويت در پي اين هستند كه با طرح شبهاتي در اصل تولد امام عصر(ع) ايجاد ترديد و چنين القا كنند كه از نظر تاريخي نمي توان تولد آن حضرت را اثبات كرد، در حالي كه اگر اين به اصطلاح پژوهشگران تاريخي، خالي از هرگونه غرض سياسي و تنها به انگيزه دستيابي به حقيقت به منابع و كتاب هايي كه در سال هاي نزديك به دوران غيبت صغري تاليف شده است، مراجعه مي كردند؛ درمي يافتند كه هيچ جاي ترديدي در موضوع تولد امام دوازدهم وجود ندارد.

 مرحوم شيخ عباس قمي در باره خصوصيات پيشواي دوازدهم در كتابمنتهي الامالچنين نوشته است:همانا روايت شده كه آن حضرت شبيه ترين مردم است به حضرت رسول(ص) در خلق و خلق و شمايل او شمايل آن حضرت است. آنچه جمع شده از روايات در شمايل آن حضرت، آن است كه آن جناب ابيض است كه سرخي به او آميخته و گندمگون است كه عارض شود آن را زردي از بيداري شب و پيشاني نازنينش فراخ و سفيد و تابان است …

 نام و كنيه امام عصر(ع) همان نام و كنيه پيامبر اكرم(ص) است، براي امام زمان(عج)بيش از سيصد لقب ذكر شده كه هريك بر بعد خاصي از شخصيت و ويژگي هاي اخلاقي و روحي آن حضرت دلالت دارد.از جمله مهدي، منصور، قائم، حجت الله،صاحب الامر،خلف صالح، بقيه الله،منتقم، موعود، خاتم الاوصيا، داعي، باسط، ثائر، صاحب الزمان، ولي الله، خليفه الرحمان، برهان، سيد و منتظر.

 مهدي يكي از مشهورترين نام هاي حضرت است. پيشواي پنجم شعيان در باره دليل نامگذاري آن حضرت به اين اسم، مي فرمايند: قائم آل محمد(عج) را به اين دليل، مهدي مي نامند كه او، مردم را به آن دسته از اموري كه برايشان پوشيده است، هدايت خواهد كرد. وي، تورات اصلي و ديگر كتاب هاي پيامبران پيشين را از مخفيگاه آنها، بيرون خواهد ساخت.

 قائم، يكي ديگر از القاب حضرت مهدي(عج) است، پيشواي هشتم شيعيان در تبيين دليل اين نامگذاري مي فرمايند: حضرت صاحب الامر(عج) را قائم ناميده اند، چون او، به حق، قيام خواهد كرد.

 همچنين از امام جواد(ع) روايت شده است كه حضرت مهدي(عج) را منتظر مي نامند؛چون دوران غيبت براي وي، بسيار طولاني خواهد بود. مخلصان امت با وجود طولاني شدن اين دوره ، ظهور او را انتظار خواهند كشيد، ولي شك كنندگان، دچار ترديد خواهند شد و او را انكار خواهند كرد. همچنين وجود مبارك امام زمان(عج) همواره در حال انتظار به سر مي برند، تا اجازه قيام و ظهورشان از سوي خداوند متعال صادر شود. آنگاه ستم را از زمين بزدايند و آن را از عدل و داد پر سازند.

 دردسته اي از روايت ها و دعاها، امام عصر(عج) راحجت يا حجه الله ناميده اند.

در باره دليل اين نامگذاري، نظرهاي گوناگوني بيان شده است. از جمله گفته اند: خداوند تبارك و تعالي به وسيله آن حضرت بر بندگانش، اتمام حجت مي كند و به همه پرسش ها و شبهه هاي آنان پاسخ مي دهد به گونه اي كه در سرپيچي از حق، براي هيچكس، بهانه اي باقي نخواهد ماند.

 بقيه الله از ديگر لقب هاي امام زمان(عج) است، در باره ناميده شدن آن حضرت به اين لقب،ديدگاه هاي گوناگون، مطرح شده است؛ براي مثال گفته اند: اين تعبير، واژه اي جامع و كامل است كه شخصيت و عظمت آن حضرت را بيان مي كند؛ زيرا آن حضرت، وارث آدم و يادگار كسي است كه ملائكه بر او سجده كردند و همه موجودات در برابر او سر تسليم فرود آوردند.

 همچنين گفته اند چون آن حضرت قيام كنند، به كعبه تكيه مي دهند و نخستين آيه اي كه به زبان جاري خواهند ساخت، اين است: اگر مومن باشيد، بقيه الله براي شما از هرچيز ديگر بهتر است.آنگاه خواهد فرمود: منم بقيه الله و حجت الهي و خليفه او براي شما. از آن پس، هر كس كه به ايشان سلام كند، از عبارتالسلام عليك يا بقيه الله في ارضه استفاده مي كند.

 حضرت مهدي(ع) پنج سال بيشتر نداشت كه پدرش امام حسن عسكري(ع) درهشتم ربيع الاول سال ۲۶۰ قمري به دست معتمد، خليفه عباسي به شهادت رسيد و امام عصر(ع) بر پيكر پدر بزرگوار خويش نماز خواند.

 با شهادت امام حسن عسكري (ع)، دوران امامت امام عصر(ع) آغاز شد. دوران امامت امام زمان(عج) به دو برهه زماني دوران غيبت صغري و كبري تقسيم شد. دوران غيبت كوتاه مدت آن امام از سال ۲۶۰ قمري آغاز شد و تا سال ۳۲۹ قمري ادامه داشت كه بدين ترتيب، بنا بر ديدگاه اول، طول اين دوران ۶۹ سال به طول انجاميد.

 در دوران غيبت صغري، حضرت ولي عصر(ع) از طريق كساني كه به آنها

نواب خاص گفته مي شد، با مردم در ارتباط بود و به وسيله نامه هايي كه به توقيع مشهور است، پرسش هاي شيعيان را پاسخ مي گفت.

 چهار تن از بزرگان شيعه از جمله ابوعمرو عثمان بن سعيد عمري، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري، ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي و ابوالحسن علي بن محمد سمري عهده دار مقام نيابت يا سفارت خاص امام عصر(ع) در دوران غيبت صغري بودند.

 از سال ۳۲۹ قمري به بعد، دوران ديگري از حيات امام عصر(ع) آغاز شد كه از آن به غيبت كبري تعبير كرده اند.

 در دوران غيبت كبري اين نوع ارتباط قطع شده است و مردم براي دريافت پاسخ پرسش هاي ديني خود تنها مي توانند به نواب عام امام عصر كه همان فقيهان وارسته هستند، مراجعه كنند.

 اين دوران همچنان ادامه دارد تا روزي كه به خواست خدا، ابرهاي غيبت به كناري رود و جهان از خورشيد فروزان ولايت بهره مند شود.

 شيعيان معتقدند براي ادامه حيات انسانها بر روي زمين، وجود پيوسته حجت الهي در زمين ضروري است؛ زيرا ادامه حيات بشر بدون درك فيض مادي و معنوي خداوند ميسر نيست.

 البته در زمان غيبت هم مردم بكلي از فيوضات آن حضرت بي بهره نيستند و به تعبيري كه در روايات آمده همانند خورشيدي كه پشت ابر باشد.

 از زمان غيبت كبري تاكنون افراد بي شماري هر چند بصورت ناشناس به زيارت ايشان مشرف شده و براي رفع گرفتاري مادي و معنوي از آن بزرگوار، بهره مند شده اند و اساسا حيات آن حضرت، عامل مهمي براي دلگرمي و اميدواري مردم است تا خود را اصلاح و آماده ظهور كنند.

15 شعبان

جشن مسلمانان جهان اسلام مهدی موعود


دید گاه خود را بنویسید آدرس ایمیل و شماره در دید گاه نشر نخواهد شد

نام

ایمیل

دیدگاه


برای گزاشتن تصویر خودتان به سایت Gravatar مراجعه کنید.