بی برق، بیکار، بی امنیت و بی …؛ اما صد سالگی استقلال!!

افغانستان در سال ۱۹۱۹ موفق شد تا استقلال اش را از انگلستان بگیرد و این روز در تاریخ کشور ثبت شد و در عین حال یک شاهکار نام برده شد.

از زمان استقلال افغانستان، ۱۰۰ سال می گذرد و بر اساس تصمیم رهبران حکومت «وحدت ملی»، قرار است که امسال از روز «استقلال» بهتر و باشکوه تر تجلیل صورت گیرد.

به همین منظور، محمد اشرف غنی، رئیس جمهور کشور مبلغ ۳۸۴۲۲۱۰۰۰ افغانی را از کود «۹۱» به برنامه های تجلیل از استقلال اختصاص داده است.

امسال در کنار صدمین سالگرد استقلال، سال برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیز است که مبارزات انتخاباتی برای آن نیز نیاز جدی به هزینه و بودجه دارد.

اختصاص مبلغ هنگفت بالاتر از ۳۸۰ میلیون افغانی برای جشن استقلال کمی «تعجب برانگیز» است و گمانه ها را به سمت مصارف انتخابات می برد.

اما گذشته از این مسایل، باید گفت که در حال حاضر کشور نسبت به ۱۰۰ سال پیش بیشتر با فقر، گرسنگی و بیکاری دست و پنجه نرم می کند.

باید گفت که اگر ۱۰۰ سال پیش تنها بریتانیا در کشور حضور داشت؛ اکنون و بعد از سال ۲۰۰۱ بیش از ۲۰ کشور در قالب های مختلف در کشور حضور یافته و هرکدام به نوبه خود در امورات داخلی دخالت کرده و برنامه های مشخص خود را پیش می برند.

اگر در ۱۰۰ سالگی استقلال، افغانستان دارای استقلال است؛ چرا با داشتن این همه بودجه ـ اختصاص بیش از ۳۸۰میلیون برای جشن استقلال ـ رهبران حکومت موفق نشدند تنها و تنها برای پایتخت کشور برق منظم تهیه کرده و در اختیار مردم قرار دهد؟ چرا بخشی از بودجه های اینچنینی در بخش های زیربنایی به مصرف نمی رسد؟

آیا اگر این بودجه برای پروژه های تامین برق داخلی مصرف می شد؛ بهتر نبود؟ یا اینکه آن پروژه ها چون «زمان بَر» هستند نمی توانند در بخش مبارزات انتخاباتی مفید باشند.

چطور از «استقلال» صحبت می شود؛ اما هنوز هم مردم برای کار به کشورهای دیگر می روند و کشور «مستقل» خودشان را ترک می کنند؛ چطور بخشی از معاش کارمندان دولت هنوز هم از منابع خارجی تامین می شوند؟

اگر استقلال داریم؛ چطور نمی توانیم در انتخابات، خودمان تصمیم بگیریم و باید دیگران در آن شریک باشند و پروسه های «صلح» را دیگران پیش ببرند؟

اگر بعد از ۱۰۰ سال استقلال داریم؛ چرا حکومت را گروه های مخالف از جمله «طالبان» به عنوان یک دولت نشناخته و بارها گفته اند دولت تنها به عنوان یک گروه طرف مذاکره باقی خواهد ماند؟

نباید فراموش کرد که همین حکومت نیز بعد از جنجال های انتخاباتی از سوی «جان کری» وزیر امور خارجه وقت امریکا تعیین شده و بر اساس یک تصمیم توافقی، حکومت ۵۰ ـ ۵۰ یا وحدت ملی ایجاد شد که بر پایه آن تصمیمات از سوی دو شخص گرفته شود.

چطور دَم از استقلال زده می شود؛ اما هنوز هم توانایی تامین امنیت پایه های مخابراتی را نداریم و در بخش های عمده ای از کشور، خدمات مخابراتی از طرف شب قطع می شوند؟

در صد سالگی استقلال، بخش هایی از خاک کشور در کنترول دولت مرکزی نیست و طالبان مسلح بیشتر از گذشته بر خاک افغانستان کنترول یافته اند.

پس استقلال در این شرایط معنی ای ندارد و باید به فکر اساسی برای رفع مشکلات مردم باشیم تا بدون مشکل و یا با حداقل مشکلات، زندگی کرده و برای رشد کشور سهیم شوند و به معنی واقعی کلمه، «استقلال» را حس کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *