انتحار، وحشت و هراس از زنده گی!

۲۱ اسد ۱۳۹۴

kabul-45-620x330افغانستان از ابتدا، شاهد جنگ و خونریزی بوده و همیشه در این جنگ ها و خونریزیها، خون مردم و ملت مسلمانش ریخته است که شمار بیشتر آنها را قشر بی دفاع کشور (زنان و کودکان) تشکیل داده است.

به گزارش خبرگزاری خاورمیانه، دوره مجاهدین، جنگ با کشورهای اشغالگر، جنگ های داخلی، حضور طالبان و دوره سیاه این گروه در افغانستان و دوره بعد از این گروه که شرایط جنگ را نیز تغییر داد.

بعد از دوره طالبان، حملات به شکل انتحاری، انفجاری و خود انفجاری تغییر کرد که حمله کننده از جان خود گذشته و حاضر شد برای رسیدن و دست یافتن به «کلید بهشت» خود را بکشد و به فکر کسانی که در این حوادث کشته می شود، نبود.

این خودکشی در کنار جنگ های بیابانی و درگیری با نیروهای امنیتی صورت می گرفت که انتحاری ها نسبت به جنگ های گذشته تغییر داشتند که شرایط جنگ را متغیر ساخته بود و باعث افزایش تلفات افراد ملکی شده بود.

در ابتدا، همه گان به این فکر بودند که شاید حملات انتحاری کم باشد؛ اما به مرور زمان این حملات افزایش یافته و کم کم نوعی رعب و هراس را در بین مردم به وجود آورد.

این افزایش حملات در این اواخر با شدت بیشتر بوده به صورتی که حالا کابل به عنوان پایتخت افغانستان شاهد وحشیانه ترین و هراس انگیزترین حملات است.

در چهار روز گذشته، چهار حمله در نقاط مختلف کابل صورت گرفته است که شدیدترین آن در شاه شهید صورت گرفت که برخاسته از انفجار موتر لاری مملو از مواد انفجاری بود که در نتیجه آن، ۱۵ تن کشته و در حدود ۴۰۰ تن نیز زخم برداشت.

دو حمله دیگر که با فاصله زمانی کمتر از ۲۴ ساعت از حمله شاه شهید صورت گرفت، نیز تلفات زیادی در بر داشت؛ اما نکته جالب در رابطه با حملات اخیر این نکته است که این حملات در شب هنگام صورت گرفت.

پیش از این حملات انتحاری غالباً در روز رخ می داد و مردم در هنگام شب حداقل آرام بودند؛ اما حالا مردم کابل به خواب خود نیز اطمینان ندارند.

حملات انتحاری و انفجاری به نوعی شرایط زنده گی پایتخت نشینان را سخت کرده است و آنها به هیچ لحظه از زنده گی در هیچ مکانی از پایتخت اطمینان برای سلامت ندارند.

احمد مبین ۴۲ ساله در گفتگو با خاورمیانه می گوید :«صبح که از خانه برای یک لقمه نان بیرون می آیم، کلمه «شهادتین» و چند سوره را می خوانم تا خدا خودش نگهدار باشد.»

به گفته وی، خانمش هر روز صبح برای سلامتی او و فرزندانش صدقه می دهد و دعا می کند که شب دوباره شوهرش را در خانه ببیند.

این مرد می گوید که پیش از این برای سرگرمی و تفریح از طرف شب با فامیلش بیرون می رفته؛ اما حالا به شب هم اطمینان ندارد و نمی تواند خانواده اش را به شهر ببرد.

وی از حکومت «وحدت ملی» می خواهد که یا امنیت کامل را تامین کند یا اینکه حکومت داری را به فردی توانا واگذار کنند و بیش از این با جان و مال مردم کشور بازی نکنند.

نفیسه، یکتن از معلمان مکاتب شهر کابل که به گفته خودش بیش از ۱۰۰ کودک کشور را تعلیم می دهد؛ به خاورمیانه گفت :«همین کودکان و شاگردان مکتب را ببین، وقتی که خانه می روند؛ اطمینان ندارند که سالم برسند و کدام حادثه انفجاری و انتحاری نشود.»

به گفته این معلم، انتحاری ها و طالبان به کودکان و شاگردان مکاتب و یا زنان هیچ رحمی ندارند و به فکر هیچ کدام از آنها نیستند و تنها به هدف خود که گویا «بهشت» است، فکر می کنند.

نفیسه اظهار داشت که دیگر به شب و روز نمی توان اطمینان داشت و اگر حکومت فکری به حال مردم و تامین امنیت آنها نداشته باشد، زنده گی در افغانستان مشکل می شود و دل خوشی برای زنده گی نمی ماند.

اخترمحمد یکتن از جوانان شهر کابل در گفتگو با خاورمیانه، صحبت های دوستانه ای داشت، وی که از حکومت وحدت ملی شکایت های زیادی داشت، گفت :«وقتی که یک حکومت با این همه کش و فش روی کار بیاید و در راس آن دو نفر باشد، نیابد انتظار بیشتر از این را داشت که بیکاری باشد، انتحار باشد، انفجار باشد، کسی به زنده گی و آینده امید نداشته باشد.»

به گفته وی، با شرایط فعلی تصمیم دارد تا به هر قیمتی که شده، پاسپورت گرفته و به خارج برود تا از مشکلات افغانستان رهایی یابد و بتواند کار خوبی در خارج برای خود فراهم کند.

اخترمحمد افزود که شمار زیادی از جوانان به مانند او از زنده گی در کابل هراس داشته و ناامید شده اند و به همین خاطر تصمیم به خروج از کشور دارند.

این در حالی است که رئیس جمهور کشور انجام حملات انتحاری از سوی طالبان را نوعی تغییر شیوهء جنگ دانسته و گفت که دشمن ناتوان شده است و بخاطر کتمان ناتوانی های خویش با راه اندازی حملات تروریستی و کشتار مردم عام و شهروندان کشور، اذهان عامه را منحرف می سازد.

در عین حال، فاروق بشر، آگاه مسایل سیاسی، این گفته های رئیس جمهور را تا حدی تائید می کند؛ اما می گوید؛ از روزی که نظام نوین تاسیس شد، بر اساس مشکلات تشکیل شد.

به گفته وی، این حملات شاید ضعف مخالفان را نشان دهد؛ اما دلیل نمی شود که حکومت به وضع امنیتی توجه نکند و یا سهل انگاری نماید.

بشر اظهار داشت که این حملات و توقف گفتگوهای صلح نشان می دهد که هر دو طرف (طالبان و پاکستان) به دنبال «قدرت نمایی» هستند و می خواهند بالای یکدیگر نفوذ داشته باشند تا از این قدرت در گفتگوهای صلح به سود خود استفاده کنند.

از سوی دیگر، این کارشناس مسایل سیاسی معتقد است که انجام حملات اینچنینی آنهم در پایتخت کشور به نوعی می تواند قدرت نمایی رهبری جدید طالبان را نشان دهد که می خواهند به دولت ثابت کنند آنها همچنان به دنبال جنگ هستند.

به باور وی، حالا این حملات از طرف شب صورت می گیرد و معلوم نیست که این همه مواد انفجاری از کجا و چطور وارد شهر می شود؟ و چرا منابع استخباراتی کشور این قدر بی خبر هستند؟

بشر معتقد است که حکومت افغانستان تا حال نتوانسته است قناعت مردم را نسبت به تامین صلح سراسری فراهم کند و این عامل باعث می شود که مردم با نوعی هراس زنده گی کنند.

به باور وی، حکومت و نیروهای امنیتی در خواب خرگوشی هستند که در پایتخت کشور، این گونه حملات و آن هم با فاصله زمانی کم صورت می گیرد.

با این حال، باید به انتظار نشست و دید که حکومت چه وقت موفق به روحیه و امید دادن به مردم برای زنده گی و آرامش داده می تواند؟

اخترمحمد ،

انتحار،

طالبان،

کشته،

نفیسه،

هراس ،

وحشت،


دید گاه خود را بنویسید آدرس ایمیل و شماره در دید گاه نشر نخواهد شد

Comment is not allowed