اسد ۲۰, ۱۳۹۹

اقدامی قابل قدر؛ اما بی تاثیر در زمستان امسال!!

شهرداری کابل در همکاری با محیط زیست و با استفاده از نیروی نظامی وزارت امور داخله، اقدام به مسدود کردن مراکز تولید دود در زمستان کرده است.

این اقدام قابل توجه و قابل قدر است؛ اما باید به زمان مشخص انجام می شد تا کارایی آن برای مردم نیز قابل لمس می بود.

شهرداری کابل پس از آنکه هشدار یک هفته ای معینیت ارشد امنیتی وزارت داخله به اتمام رسید، با همکاری نهادهای مشخص، شب گذشته به شهر کابل آمده و با گشت و گذار در مناطق مختلف، آلوده کننده های هوا را بازدید کرده و شماری از آنها نیز مسدود کرد.

در آغازین ساعات کار برای کمپاین مبارزه با آلودگی هوای شهر کابل، سیستم مرکز گرمی و فیلتر تصفیه دود بلاک های شهرک آریا و شهرک گلبهار تاور و همچنین سیستم تسخین هوتل های عروسی ممتاز محل و خلیج مورد بررسی و نظارت قرار گرفت و دفاتر آنها مسدود گردید.

این هیئت به سایر شهرک ها و بلند منزل ها نیز هشدار داده است؛ برای بلاک هایی که مرکز گرمی دارند، فیلتر تصفیه دود نصب گردد و همچنان از مواد سوخت آلاینده خودداری نمایند.

در اکثر تعمیرها و شهرکها برای گرم کردن از ذغال سنگ استفاده می شود و بدیلی برای آن با قیمت مناسب تر وجود ندارد و شاید ۹۰درصد مردم کابل نیز از این مواد برای گرم کردن منازلشان استفاده می کنند.

این روند و استفاده از ذغال سنگ از سالها به این سو بوده و این که چرا شهرداری کابل و دیگر نهادها حالا به فکر راهی برای کاهش آلودگی هوا افتاده اند، موضوعی جداگانه است.

در عین حال، زمستان که همین ده روز نیست که شروع شده؛ بلکه نزدیک یک ماه است که سوخت و سوز ذغال در کابل آغاز شده و نهادها تازه به فکر حل آن شده اند.

این اقدام، اقدامی قابل قدر است؛ اما باید زودتر به فکر آن می شدند و در عین حال، باید بدیلی برای سوخت فراهم شود که بخش عمده پایتخت نشینان با درآمد کم، بتوانند جایگزن ذغال داشته باشند.

برای مالکین شهرکهای رهایشی شاید نصب یک تصفیه کننده و فیلتر ساده باشد؛ اما نهادها و مسوولان که زندگی شان تامین است و امکانات لازم زندگی را در اختیار دارند و یا در بحث عام، اعضای فامیل شان در زمستان و بیشتر روزهای سال در خارج از افغانستان زندگی می کنند و مشکلی با آلودگی و یا سرمای طاقت فرسای افغانستان ندارند.

باید برای هر اقدامی، گام عملی و تدابیر ویژه ای سنجیده شود، برای یک معلم با معاش ناچیز؛ چه بدیلی برای سوخت تعیین می شود؛ آیا با گاز دولتی با کیلویی ۵۰ افغانی، یک معلم می تواند زمستان را بدون مشکل بگذراند و یا اینکه تمام معاش خود را فقط برای خرید گاز درنظر گرفته و با شکمی گرسنه کودکان و فامیلش را به تحمل زمستان «تشویق» کند؟

در ضمن نباید فراموش کرد که چنین اقدامات نمایشی و به عبارتی «فیس بوکی» بارها و بارها در کشور دیده شده که مشکلات مردم را بیشتر کرده و راه حلی برای آسوده ساختن زندگی نداشته و نبوده است.

به هر حال، با آنکه نهادهای مربوط به تولید کنندگان دود و آلودگی هشدار داده اند؛ اما هنوز هم میزان آلودگی کابل هیچ کاهش نیافته و به شدت نگران کننده و «کُشنده» است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *