چه کسی جوابگو است؟۱

امریکا بعد از بیش از ۱۹ سال تصمیم گرفت که با همه مصارف و هزینه های هنگفت برای مبارزه با طالبان، دست آشتی به سمت این گروه دراز کرده و توافقنامه صلح را در دوحه امضا کرد.

بر اساس این توافق، می بایست نیروهای امریکایی از افغانستان خارج شده و طالبان نیز این نیروها را هدف قرار ندهد و در عین حال، تلاش برای آغاز گفتگوهای صلح بین دولت جمهوری افغانستان و طالبان آغاز شود.

برای آغاز این گفتگوها، رهایی زندانیان دو طرف مطرح شده و طالبان نیز بر آن پافشاری کرد تا اینکه، بیش از ۵هزار زندانی این گروه با امضای رئیس جمهور غنی از زندان های سراسر کشور رها شدند.

رهایی این زندانیان در همان زمان زنگ هشدار برای گرم شدن میدان جنگ را به صدا درآورده بود؛ اما با آنهم رهبران حکومت این کار را انجام دادند.

با تکمیل شدن روند رهایی زندانیان، از بیش از یک ماه پیش هیئت های جمهوری افغانستان و طالبان در دوحه گردهم آمده و با طمطراق گفتگوها را آغاز کردند و انتظار می رفت که دستاوردی به وجود آید.

اما انتظارها برعکس شد و میدان نبرد گرمتر و گرمتر شد، خون نیروهای امنیتی ریخته شده و غیرنظامیان نیز در انفجار ماین های کنار جاده ای و حملات خونین موتربم و انتحاری در بخش هایی از کشور به خاک و خون کشیده شدند.

تفاوت در این حملات نسبت به حملات گذشته، عدم مسوولیت آن از سوی گروه های مخالف دولت از جمله طالبان بود و شمار تلفات آن.

در کنار این مسایل امنیتی، حوادثی نیز رخداد که خونین بودند و در قبال جلوگیری از آن غفلت شده بود؛ اما هیچ اقدام از سوی مقامات برای مکافات و مجازات انجام نشد.

خونین ترین رویداد حملات شبانه و لایزری بر مواضع نیروهای امنیتی در ولسوالی بهارک ولایت تخار بود که بر اساس آمار ارائه شده از سوی منابع محلی، بیش از ۵۰ تن از نیروهای امنیتی در آن جان باختند.

شماری از نیروهای امنیتی که از این حملات زنده ماندند، می گویند که از چند روز پیش از حمله و در زمان حمله، خواهان کمک شده بودند که به آنها هیچ پاسخی داده نشده بود.

هنوز درد تخار مرهم نشده بود که دوازده زن ننگرهاری برای گرفتن ویزای پاکستان زیر دست و پا شده و جان باختند و پاسپورت هایی که با داشتن «کلمه» زیر پای هرکسی شد، زخمی ناسورتر جلوه کرد.

رویدادهای خونین تخار و ننگرهار در «گرما گرم» گفتگوهای صلح بدون واکنش رهبران طالبان تکان دهنده است به مانند ده ها مورد دیگر که در روزهای اخیر رخداده است.

از سوی رهبران و نهادهای امنیتی حکومت افغانستان نیز در قبال رویدادهای خونین تخار و ننگرهار واکنش جدی نشان ندادند تا در کنار احترام به خون جان باختگان نیروهای امنیتی، از حیثیت پاسپورت افغانستان نیز محافظت گردد.

شاه حسین مرتضوی به عنوان مشاور رئیس جمهور تنها به روند ویزای پاکستان واکنش نشان داده است و شاید به نوعی ضعف حکومت را بازگو کرده باشد.

وی گفته است: «این نوع اعطای ویزه از سوی پاکستان اهانت آشکار به مردم باعزت کشور است. امید است برای رفع این مشکل تدابیر فوری سنجیده شود. ایجاد سیستم های الکترونیکی گزینه مناسب برای رفع مشکل خواهد بود.»

اما مرتضوی نگفته است که این مشکل باید از سوی چه ارگانی حل شود و این ارگان مربوط حکومت است یا خارج از آن؟

در هر صورت، رخدادهای خونین در روزهای اخیر و بی احترامی به شهروند و پاسپورت افغانستان از سوی نمایندگی های کشورهای همسایه نگران کننده است و نیاز به پاسخگویی مشخص و با صلاحیت دارد؟

آیا کسی، نهادی و رهبری وجود دارد که با تمام صلاحیت هایش پاسخگوی رخدادهای اخیر باشد؟

چرا گفته می شود که فرمانده پولیس تخار به درخواست کمک برای نیروهای امنیتی در ولسوالی بهارک پاسخ نداده است و شماری از نیروهای امنیتی وی را بعد از حادثه لت و کوب کرده اند؟

آیا این موارد هم به مانند صدها موارد دیگر بی هیچ سرنخ و روشنی ای به باد فراموشی گرفته می شود؛ در حالی که نمایندگان همین نیروهای امنیتی در حال مذاکره با کسانی هستند که رهبر حمله کننده ها بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *