معارف و خالیگاه هایی که نیاز به توجه دارند

با توجه به کمک های صورت گرفته؛ هنوزهم شماری از مکتب های کشور فاقد صنف های درسی هستند.

پیداست کلید رستگاری افراد هر جامعه تحصیل است. در هرجامعه ای دانش جایگاه خاص خودش را دارد. قرن حاضر قرن حاکمیت دانش است، هرکه بیشتر دانش آموزد، بیشتر چانس می ‌آورد تا آنچه می‌ خواهد را بدست آورد.

در کشوری چون افغانستان که جنگ چهل ‎سال است از هر چیزی قربانی می ‌گیرد، دانش هم از این حالت ناگوار بدور نمانده و قربانی‌ های بی ‌شماری داده است.

آتش‎ زدن مکاتب، بستن مکاتب به بهانه ‌های مفت، منع مطلق شهروندان از کسب دانش و موارد عام و خاصی که دستکم در ده ‌سال پیش رسم معمول بود. حالا اما خیلی اندک است این منع. هنوز هستند منادیانی که با اتهام‌ های سبک ‌و سنگین می‎ خواهند مانع تحصیل شهروندان شوند؛ اما مردم حالا بدین نتیجه رسیده که دانش مرکز ثقل همه خواسته‎ های شان است.

بعد از سقوط طالبان، مکتب در افغانستان نفس تازه کشید و مورد حمایت مردم قرار گرفت، تا آنجا که نام نویسی‌ ها خیلی بلند رفت و تعداد مکاتب به یکباره صد برابر و شاید بیشتر شد.

هنوز منادیان دینی، دختران را از مکتب رفتن منع کردند و آتش جهل شان را شعله دادند که دختران بسیار در این آتش سوخت و هیچ‌ چاره ای جز تحمل نداشتند. مکتب درست شد، سواد تنها چیزی بود که همگانی شد. تقریباً به همه مناطق این سرزمین آوازه رسید و تقریباً اکثر ولایات مکتب را به عنوان راه درست انتخاب کردند.

آن روزها نصاب تعلیمی آنقدرها معیاری نبود، نه ‌طرحی ارائه شد و نه ‌در این زمینه تلاشی صورت گرفت، به صورت ساده و ابتدایی قبل از آن که شرایط و اوضاع این سرزمین قابل بحث باشد، مکتب به فعالیت آغاز کرد.

درخشش خوبی داشت، حداقل برای آن زمان چیز بهتری محسوب می شد. بعدها چه ظلم که در معارف صورت گرفت، چقدر مکاتب خیالی ساخته شد، چقدر حق‎ ها تلف شد، چقدر مردمان از سواد محروم شد. از این همه که بگذریم پلان درسی معارف بصورت خیلی ساده و ابتدایی وارد میدان شد. ده ها سال ادامه یافت، هنوز هم دارد نفس عمیق می‎ کشد.

می ‎باید این پلان حداقل دست‌ کاری شود. درک دانش آموزان امروز با درک دانش آموزان ده‎، بیست ‎سال قبل خیلی تفاوت دارد. هر چیزی باید با در نظرداشت شرایط حاضر تعریف بشود. حتی پلان درسی معارف.

آنچه پیداست ضعف‎ های مدیریتی در معارف سالهای قبل پس لرزه ‎های مخربی را دامن ‎گیر معارف امروز کرده است؛ از معلمین سنتی گرفته، تا سیستم نابکار و فرسوده. از فرسودگی پلان گرفته تا بازی‎ گوشی عمیق مسوولان، معارف را از پیشرفت باز داشته و دارد به نحو فاحشی به عقب می‎ راند.

بهتر است برای ارتقای کیفیت معارف در سطح‌ کلان، نگاهی به معلمین انداخته شود، به طور مثال از این میان بیشتر از دو صد هزار معلم واقعاً به چه تعداد معلم شایسته داریم؛ چقدرشان دانشگاه خوانده‎ اند، چقدرشان واقعاً به مسلک خودشان حاکم‌ اند؟

در اکثر مکاتب افغانستان تخصص ابتدایی وجود ندارد، همه اداره‌ مکتب را چند آدمی گرفته که بیست ‎سال قبل شانس آورده بودند و خط نوشتن بلد بودند، حالا این آدم ‌ها که روی دانشگاه ندیده مثلاً برای دانشجویان چه خواهد گفت؟

این آدم ‌ها علوم طبیعی، علوم بشری، ادبیات و سایر مضامین را چگونه به دانشجویان آموزش می ‎دهند؟.

فساد باعث شده آدم ‌های کم‌ سواد هنوز در جای‌ شان باشند و قانون هم چنان آمده که با مدرک لیسانس نمی ‌شود جای کسی رفت که بیست‌ سال قبل با امتیاز خواندن و نوشتن آنجا را اشغال کرده‌ است.

اگر سروی درست بشود، تقریباً نصف مکمل شامل این لیست است.

بسیار است مکاتبی که فارغانش سواد نوشتن و خواندن ندارد. بسیار است معلمانی که اصلاً به رسالت‎ شان پایبند نیستند. بسیار است دانشجویانی که اصلاً خیال شان به آموزش و یادگیری نیست.

این‌سو اما مکاتب بسیاری است که دانشجویان فوق العاده دارند، چون معلمان باسواد، اهل کار و متعهد دارند. برای این دانشجویان بهتر است زمینه‎ های رشد مساعد شود. بهتر است پلان خاصی برای دانشجویان خلاق و مستعد در نظر گرفته شود. حالا همه ‌چیز بسته شده به نمره و امتحان. این سیستم استعدادها را نابود می‎ کند. این سیستم بشدت ناقص است و مشکل دارد.

شاید نیاز به توضیح نباشد که مکاتب اطراف اکثراً تنها معاش دریافت کرده و نصف روز را حرام می ‎کنند. بهترین کار این است که معلمان مسلکی، کار آموخته را جایگزین آدم‎ های کم سواد، و کم حوصله شود.

تنها راه حل این است که معاش قابل ملاحظه برای معلمان تعیین شود، تا حداقل کفاف روزگار یک جوان بی‎ همه چیز را بکند. معاشی که حالا برای معلمین در نظر دارید برای جوانی فارغ دانشگاه که هیچ کجای زندگی‎ اش آباد نیست چیزی نمی‎ شود؛ اما برای یک‎ مرد دیگر که شغل دیگری دارد، پول خوبی است، تقریباً پول باد آورده که در مقابل این پول نه زحمتی می‎ کشند و نه دلش می ‎خواهد زحمتی را متقبل شود.

با این حال خوب است دلیلی آورده شود: «اگر آموزشگاه ‎های خصوصی، کورس‎ های آماد‎گی کانکور را از میان بردارید، سطح سواد دانش آموزان را حتی نمی ‎شود حدس زد.»

معارف باید بسوی نو شدن برود، معارف نیاز دارد برای نفس تازه از دست مافیای فساد آزاد شود. بهتر است بودجه‌ بیشتر به معارف تحویل داده شود.

اگر شما (وزیر معارف) بخواهید معاش بلند رفته، سیستم نو شده، تحولی عظیمی در معارف بوجود می‌ آید.

نام‌ تان نیک می‌ شود، اگر چون دیگران معارف را همین‌ طور بگذارید و هیچ ‌کاری نکنید، صدهاهزار دانش ‌آموز را مایوس کرده، آینده‌ این ملک را خراب می‌ کنید.

هارون الرشید عارف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *